واکاویِ ماهیت و سازوکارِ حکومت مخفی!

اگر نابغه هم باشید، در بالاترین سطوح کارامدی، تعهد، صداقت و لیاقت نشسته باشید؛ مادامی که در یکی از دو کمپانیِ اصول-اصلاح نوکری نکرده و آنها را از بی‌خطر بودنِ خود برای منافعشان مطمئن نکرده باشید محال است به یک کرسی تکیه بزنید / موردِ احمدی‌نژاد تنها یک معجزه بود و بس!

تاریخ انتشار : جمعه ۱۷ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۰۶
Share/Save/Bookmark
 
اگر به دنبال جوابی برای چگونگی رسیدنِ کار "جمهوری اسلامی" به چنین روزی هستید که اکثر قریب به اتفاق "مسئولین" آن مانند "رجال قاجار" و "پهلوی" دارای زندگی "اشرافی" بوده، "کاخ" نشینند، درد مردم را نمی‌فهمند، از عدالت بویی نبرده‌اند، زد و بند می‌کنند و از مردم در جهت زراندوزی و کسب قدرت سوء استفاده می‌نمایند؛ پاسخ آن در دو کلمۀ ساده به نام "حکومتِ مخفی" خلاصه می‌شود.
گروه سیاسی راهکارنیوز/محسن فنی: «حکومتِ مخفی» صدها سال "قدمت" دارد و از تجربۀ چند صد سالۀ انداختن "مسئولیتِ" کاری که خودش انجام داده است به گردن دیگران، بهره‌مند است و این مهم اساس و فلسفۀ اصلی تشکیل "حکومتِ مخفی" در دنیا است که بخشی از کارگزاران آن در ایران فعالیت می‌کنند و "حکومتِ مخفیِ محلیِ" ایران را تشکیل می‌دهند.
 
بعبارتی دیگر "حکومتِ مخفی" در دنیا تشکیل شد تا بدونِ سر و صدا و به دور از "نگاهِ" مردم، بتوانند دنیا را اداره کنند، جنگ راه بیندازند، حکومت درست کنند، عزل و نصب نمایند و در نهایت ملت‌ها را به دست خودِ ملت‌ها استعمار نمایند و "مسئولیتِ" انجام اعمال جنایتکارانۀ خود را به عهدۀ دیگران اندازند و خودشان در یک "حاشیۀ امنِ" ابدی مشغول ادارۀ دنیا باشند!.
 
بعنوان مثال می‌تواند هسته‌های اولیۀ فکری جهت ساخت "وهابیت" را پی‌ریزی و طراحی نماید و از زبان "ابن تیمیه" آنرا جاری سازد، نحله‌های فکری آن را سالهای سال حفظ کرده و پرورش دهد و بر مبنای آن "حکومتی دست نشانده" مانند آل سعود ملعون را بر یکی از بزرگترین ذخیره‌های نفتی جهان مسلط نمایند و به دست آنها مسلمانان را "کنترل" کرده و "اقتصاد" خود را پروار نماید و با هنرمندی هرچه تمام‌تر فضایی به وجود آورد که هیچکس نداند بذر "وهابیت" را آنها کاشته‌اند و توجه مردم جهان را صرفاً متوجه "خاندان آل سعود" نگه دارد. تنها در چنین شرایطی است که اگر ملت‌های دنیا از "آل سعود" به انزجار آمده و ریشۀ خاندان آنها را از جا بکنند، "معماران" این رژیم دست نشانده در امنیت کامل قرار داشته و می‌توانند "ساختار" دیگری را پی‌ریزی کنند.
 
برای این "حکومتِ مخفی" کاری ندارد که با فیلتر نمودن از پایین‌ترین رده‌های اداری، مدیریتی و قضایی یا فیلتر اشخاص توسط "بازیِ احزاب"، فضایی را به وجود آورد تا "رهبر" معظم انقلاب مجبور به انتخابِ یک عضو یا رئیس یک نهاد از بین گزینه‌های محدودی که از قبل توسط "حکومتِ مخفی" گزینش شده‌اند، باشند و بعد مسئولیتِ ناکارامدی و یا خیانت‌های ایشان را به گردن رهبری بیندازند.
 
وقتی بیش از 30 سال است که طبقِ یک "دستورالعمل نانوشته" تنها، کسانی می‌توانند مدارج ترقی و پیشرفت را در تمامی ادارات و سازمان‌های کوچک و بزرگ کشور طی کنند که اهل دروغ و تزویر و زیر آب‌زنی و زد و بند و چاپلوسی باشند و از رشد و پیشرفت کسانی که راستگو و درست کردار و امین و یک‌رنگ و متعهد بوده جلوگیری به عمل آمده، طبیعی است که امروزه در بالاترین رده‌های حاکمیتی دچار قحط الرجال باشیم!.
 
مگر رهبری می‌توانند ابتدا‌به‌ساکن و بدون در نظر گرفتنِ رزومۀ افراد و میزان مقبولیت و پیشرفت آنها فرضاً یک قاضی دون پایه اما متعهد و کارامد را بعنوان رئیس قوّۀ قضاییه انتخاب کنند؟! فرضاً که این کار را انجام دهند. دقیقاً آن زمان است که چون دیگر هیچ مسئولیتی متوجه خودشان نیست، به شدتِ هر چه تمام‌تر مشغول کارشکنی و خرابکاری خواهند شد و علت آنرا انتخابِ ناشایست رهبری عنوان خواهند نمود!.
 
نمونۀ ملموس و عینیِ آن؛ تقابل‌هایی بود که با رئیس دولت‌های نهم و دهم به کار بستند!، چون با آنها – حکومت مخفی – هماهنگ نبود، اما با معجزه‌ای از فیلترهای آنها عبور کرده و به قدرت رسیده بود!، به صورت رسمی شروع به خیانت و کارشکنی کردند و مسئولیت 30 سال ناکارامدیِ خودشان را گردن وی انداخته و به طور تلویحی انگشت اتهام را به سمت رهبری گرفتند و گفتند حمایت‌های رهبری از احمدی‌نژاد بود که کشور را به این روز انداخت(!).
 
امروز اگر شما یک نابغه با داشتن 5 مدرک معتبر دکترا از دانشگاه‌های معتبر داخلی و خارجی و دارای بالاترین سطح از کارامدی، تعهد، صداقت، دلسوزی و لیاقت باشید اگر سالها در یکی از دو "کمپانی" اصولگرایی یا اصلاح طلبی عضویت نداشته و به آنها خدمت نکرده باشید و اگر اداره‌کنندگانِ این دو کمپانی مطمئن نباشند که خطری از جانب شما منافع ایشان را تهدید نمی‌کند، چیزی نزدیک به محال است بتوانید به صورت مستقل در یک رقابت انتخاباتی پیروز شوید و به مجلس شورای اسلامی راه یابید، چه رسد به آن حد از مقبولیت و سابقۀ سیاسی و اجرایی که بشود در یکی از بالاترین رده‌های حاکمیت به کار گمارده شده و دوام بیاورید!.
 
نظرها و قضاوت‌های تاریخی عوام در خصوص سلطنت پهلوی که برای برخی از مردم تقریباً تبدیل به "باور" شده است همه و همه برگرفته از یک "رسالهٔ" مشخص به قلمِ "اردشیر جی" یا همان "اردشیر ریپورتر" است.
 
"اردشیر ریپورتر" بزرگترین سر جاسوس "انگلیس" و بالاتر از آن "حکومت مخفی" "روچیلد"ها در ایران بود که به جرأت می‌توان وی و پسرش "شاپور جی" را "حاکمانِ حاکم بر حاکمان ایران" در دوران پهلوی دانست و اساساً تمام مراحل به قدرت رسیدنِ "رضا‌خان" و شکل گیری و تداوم حکومت پهلوی به دستِ وی و با سفارش و حمایتِ "انگلیس" و "حکومت مخفی روچیلدها" صورت پذیرفت.

هر آنچه در دفاع از "رژیم طاغوت پهلوی" مانند حفظ تمامیت و استقلال ایران از خطر شوروی با کودتای رضا‌خان و تشکیلِ حکومت پهلوی! ، جلوگیری از تجزیهٔ ایران و تشکیل نظام "ملوک الطوایفی" به دست "میرزا کوچک خان جنگلی" در شمال و "شیخ محمد خیابانی" در آذربایجان! و فاسد نشان دادنِ "روحانیت" و "مُلّا ها" و تواَمان "میهن پرست" و "ایراندوست" جلوه دادن رجالِ پهلوی و عمال دست انگلیس در ایران که امروزه بر زبان‌ها جاری است؛ همگی از روی "سرمشقی" نشأت گفته است که "اردشیر جی" در نامه به پسرش "شاپور" برای "تاریخ نگاری" به جای گذاشته بود!.
 
در حقیقت "اردشیر جی" با شیوهٔ خاصی از تحلیل و با برجسته نمودن برخی عوامل ناچیز و نادیده گرفتنِ عوامل مهم و تأثیرگذار و گاه با تحریف صریحِ واقعیت، نگرش دلخواه خود را طی یک "رسالهٔ مرجع" جهت استفادهٔ سایر تاریخ نگارانِ وابسته به "انگلیس" و "حکومت مخفی" و تکرار شبانه روزی آن توسط رسانه‌ها و خواص جامعه تا جایی که تبدیل به "باور" عوام شود، بیان کرده است.
 
سئوال اساسی اینجاست که آیا "حکومت مخفی" امروز در کشور ما یک "اردشیر جی" دیگر ندارد که بتواند توسط وی کسانی را در دل "جمهوری اسلامی ایران" به قدرت برساند و "رسالهٔ مرجعی" جهت استفادهٔ بیشمار روزنامه‌نگار و رسانه و صاحب تریبون و منبری و خواص جامعه تنظیم نماید؟! و به واسطهٔ این رساله و بهره گیری از قدرت بی‌نظیرِ رسانۀ "دشمن" و "خیانت‌کار" به مردم را "استوانهٔ نظام" و "امیر کبیر زمان" و از طرفی دیگر "خادم" و خدمتگذار" و "دلسوز" مردم را "منحرف" و "دزد" و "کوتولهٔ سیاسی" و "ضد ولایت فقیه" معرفی نماید؟!.
 
اگر به دنبال جوابی برای چگونگی رسیدنِ کار "جمهوری اسلامی" به چنین روزی هستید که اکثر قریب به اتفاق "مسئولین" آن مانند "رجال قاجار" و "پهلوی" دارای زندگی "اشرافی" بوده، "کاخ" نشینند، درد مردم را نمی‌فهمند، از عدالت بویی نبرده‌اند، زد و بند می‌کنند و از مردم در جهت زراندوزی و کسب قدرت سوء استفاده می‌نمایند؛ پاسخ آن در دو کلمۀ ساده به نام "حکومتِ مخفی" خلاصه می‌شود.
 
اگر یک "حکومتِ مخفی" وجود نداشت که جنایت و چپاول و ظلم و استعمار را نه به دست خود، بلکه به دستِ "محمد رضا" پهلوی انجام دهد، بساط ظلم و جنایت و چپاول و استعمار هم به همراه "رژیم منحوس پهلوی" از ایران ریشه کن می‌شد !
 
اما از آنجاییکه "حکومتِ مخفی" را نمی‌شود به این راحتی دید و احساس کرد، خشمِ ملتِ ستم دیدۀ ایران بر سر شاهِ خائن و رجالش که صرفاً "بازوان اجرایی" استعمار پیر انگلیس در ایران بودند، خراب شد و بدنۀ اصلی "حکومتِ مخفیِ محلی ایران" در حاشیه‌ای بسیار امن باقی ماند.
 
همانطور که امروزه "امریکای جنایتکار" در مرکز تنفّر و انزجار ملت‌های جهان قرار دارد، اما کمتر کسی به "مغز متفکرِ نظام سلطۀ صهیونیستی" یعنی "انگلیس خبیث" توجه می‌کند!
 
اگر روزی هم خشمِ ملت‌های جهان بر سر "امریکای جنایتکار" خراب شود و ایالات متحدۀ امریکا فرو پاشد، باز هم "حکومتِ مخفی" در حاشیۀ امن، ساختار خود را بازسازی خواهد نمود و به شیوۀ دیگری به جنایتگری و استعمار خواهد پرداخت!.
 
امام خمینی (ره) در حقیقت به "عمّالِ حکومتِ مخفی" که اکثر قریب به اتفاقِ آنها فارغ التحصیل "انگلیس خبیث" هستند، اشاره می‌کنند! زمانی که فرمودند: «از شر رضاخان و محمد رضا خلاص شدیم لیکن از شر تربیت یافتگان غرب و شرق به این زودی‌ها نجات نخواهیم یافت»
 
کد مطلب: 21775