دکتر مهدی کوچک زاده؛

باید طرح عدم کفایت سیاسی حسن روحانی دنبال شود/ببینید امثال زاکانی و توکلی با دولت زنده کننده ارزشهای انقلاب چه کردند!/برای انجام تکلیف آمدم

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۰۲:۵۱
Share/Save/Bookmark
 
من چند بار طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور را دنبال کردم. اگر نروم به مجلس یکی از «آخیش» های زندگی ام را خواهم گفت. باید ببینیم تصمیم احمدی نژاد برای 96 چیست. من این را به صراحت می گویم و همیشه خواهم گفت و پایش هم می ایستم که ناجوانمردانه ترین برخوردها با دولت های نهم و دهم شده است.
 
به گزارش راهکارنیوز، غروب روز شنبه مهدی کوچک زاده مهمان دفتر دولت بهار شد. نماینده انقلابی مردم تهران، دقایقی قبل از آن مهمان دانشجویان دانشگاه امیرکبیر بود که حیرت زده به دنبال علت رفتار مدعیان اصولگرایی با مهدی کوچک زاده و پشت پرده حذف او از فهرست اصولگرایان می گشتند. کوچک زاده اما خودش تایید می کرد که این اتفاق به نفع او بوده است. او که عادت دارد تا سر حد توان همرنگ جماعت صاحب قدرت و ثروت نشود، در آستانه انتخابات مجلس دهم هزینه نطق های انقلابی و تذکرهای رسایش را پرداخت. مهدی کوچک زاده حالا تنها تر از همیشه در روزهایی که روح الله حسینیان به بهانه بیماری عطای نمایندگی را به لقایش بخشید و حمید رسایی با سد شورای نگهبان رو به رو شده، به دنبال ادای تکلیف است. 
پس از سه دوره نمایندگی مردم در مجلس، برای چهارمین بار است که کاندیدای انتخابات مجلس می شوید. علت ثبت نام دوباره شما چیست و فضا را چطور ارزیابی می کنید؟
فضایی که من مشاهده می کنم با انتخابات های قبلی -به غیر از برخی انتخابات ها که استثناء است و مثل قله ای در تاریخ مردمسالاری است- فرق خاصی ندارد. اکثریت غالب ملت با همان انگیزه هایی که در انتخابات های قبلی داشتند، در انتخابات مجلس دهم نیز شرکت خواهند کرد. دلیل حضور و ثبت نام من در این دوره این است که فکر می کنم گفتمانی که من به آن علاقمند هستم و در صدد عملیاتی کردن و پیگیری آن هستم نزد مجموعه ها یا افراد دیگر اگر نگوییم هیچ جایگاهی ندارد لااقل محوریت هم ندارد. در شرایطی که این گفتمان در میان دیگر افراد و لیست ها جایگاهی ندارد من فکر کردم لازم است حضور داشته باشم و این حضور مفید خواهد بود. البته دیگر دوستانی هم بودند که با همین تفکر در طول مسیر ثبت نام با مشکلاتی رو به رو شدند و از حضور در عرصه بازماندند و به همین دلیل امروز احساس می کنم که در این عرصه تنها هستم.
شما در همین اواخر دوره نمایندگی تان در مجلس نهم استعفا داده بودید. آیا بین آن استعفا و این ثبت نام تناقض وجود ندارد؟ 
خیر. هم آن مطلبی که موقع طرح استعفا گفتم و هم برخوردی که مدیریت مجلس با من کرد، نشان دهنده این بود که بنده کسی نیستم که خسته شده باشم و به این خاطر بخواهم کنار بروم. یک موقع استعفا از سر خستگی است. اما یک موقع استعفا به منزله اعتراض است. استعفای من اعتراض به وضع موجود و رویه هایی بود که در مجلس اعمال می شد. الان هم واقعا انگیزه اصلی ام این است که اعلام کنیم دیدگاه و گفتمانی غیر از آنچه افراد و لیست های دیگر مطرح می کنند، وجود دارد. قصد من از استعفا، خالی کردن صحنه نبود.
شما در این دوره نسبت به سه دوره قبل، خیلی تنها تر هم هستید، هیچ کس شما را در فهرست خود قرار نداده است، با این تفاسیر اگر رای بیاورید و در مجلس هم مجددا همان فضا تکرار شود و آقای لاریجانی رئیس شود، این بار واکنشتان چیست؟ آیا باز هم استغفا می دهید؟
این مقدماتی که شما اشاره کردید خیلی مهم است. اگر مهدی کوچک زاده در همین فضایی که ترسیم کردید، در شرایطی که هیچ یک از کانون های قدرت و ثروت از او حمایت نمی کنند، رای بیاورد، معنای روشنی دارد. اگر با این مقدمات وارد مجلس شوم آن وقت می دانم چگونه عمل کنم و به تکلیفم در برابر رای مردم عمل می کنم. 
ببینید امثال زاکانی و توکلی با دولت زنده کننده ارزشهای انقلاب چه کردند!
گفتمانی که شما از آن دم می زنید و معتقدید دیگران نسبت به آن بی توجهند یا موضع تقابلی دارند، چیست؟
اصل این نظام مبتنی بر اسلام است. اگر بخواهیم مقداری جزیی تر به قضیه بپردازیم و قیدهایی بزنیم، باید بگوییم مبتنی بر اسلام ناب محمدی است. امام این اسلام را در برابر اسلام آمریکایی مطرح کرد و این واژگان از سالهای پایانی عمر امام وارد ادبیات سیاسی ایشان شد؛ تقریبا از مرداد 66. امام خودشان اسلام ناب را این گونه تعریف می کنند که طرفداران آن محرومین و فقرا و پابرهنگان هستند؛ کسانی که همیشه از مال و قدرت بی بهره بودند و دشمنان آن سرمایه داران و مرفهین و مقدس نمایان حیله گرند. در این تعریف از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی هیچ تقابلی و هیچ رویارویی به غیر از رویارویی فقر و غنا اصالت ندارد. مرفهین بی درد در برابر پا برهنه ها. در یک کلمه به قول امام غیر از رویارویی اسلام ناب و اسلام آمریکایی، هیچ نبردی اصالت ندارد. برخی از مجموعه هایی که ما نفی شان می کنیم یا با آن ها همراهی نمی کنیم آنها هم مسلمان هستند اما اسلام شان اسلامی است که درد مردم را ندارد؛ مردمی که بناست سرباز همین جبهه حق برای مقابله با باطل، استکبار و ظلم باشند. این اسلام، اسلام آمریکایی است.
من مطمئن هستم اگر همین الان از امثال زاکانی و توکلی و مصباحی مقدم هم سوال بپرسیم، از اسلام ناب در برابر اسلامی آمریکایی دم می زنند. وجه تمایز شما با آن ها چیست؟
وجه تمایزش معلوم است. باید به اعمالشان نگاه کنیم. این قبیل دوستانی که نام بردید با جریان انقلابی و عدالتخواهی که در این کشور فرصت خدمت پیدا کرد و رهبر معظم انقلاب با بلندترین واژه ها آن را ستود و فرمود در این دولت ارزش های انقلاب سر دست گرفته شد، چه معامله ای کردند؟ این دوستان با دولت های نهم و دهم چه معامله ای کردند؟ ما شعار و ادعای افراد را با محک عملشان می سنجیم. اگر بخواهیم عناوین را ملاک قرار دهیم، آن هم عناوینی که خودشان برای خودشان انتخاب می کنند، ملک سلمان که خادم الحرمین الشریفین است، مقدس ترین افراد است! اینکه کسانی خودش را اصولگرا بنامند ولی حاصل رفتارهایشان طی یک مدت چند ساله این بشود که گفتمان ارتجاع دوباره زنده و حاکم شود معلوم است که در ادعایشان باید تردید کرد.

روی کار آمدن دولت روحانی محصول جنگ با دولت عدالتخواه به نام اصولگرایی بود
یعنی شما معتقد هستید روی کار آمدن جریان بنفش محصول ظلم هایی است که به دولت های نهم و دهم شد؟
بدون تردید همین طور است. روی کار آمدن دولت یازدهم محصول عملکرد کسانی است که به نام اصولگرایی به جنگ دولت عدالتخواه رفتند. من باور عمیق دارم که دلیل پیروزی دست و پا شکسته روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، هجمه و تهمت و دروغ و توهین های بی مهابای جماعت اصولگرا به دولت های نهم و دهم بود. رفتار این عده با دکتر احمدی نژاد هیچ سنخیتی با تعریف و دیدگاهی که رهبر معظم انقلاب نسبت به این دولت داشتند، نداشت بلکه در تعارض کامل با آن بود. 
چرا تیپ آدم هایی مثل شما که مساله اصلی شان عدالت است، در عرصه انتخابات مجلس دهم اینقدر تنها هستند؟ آقای حسینیان که انصراف دادند، آقای یامین پور هم در قم کاملا تنهاست، این روند چه معنایی دارد که امثال شما روز به روز تنها تر می شوید. حالا شاید از نظر عده ای به این فهرستی که نام بردیم بتوان آقای رسایی را هم اضافه کرد که رد صلاحیت شدند؟
من باور ندارم که ما با گذشت زمان تنها تر شده ایم. من از شما می پرسم که ما در کجا تنها تر شدیم؟
نظر سنجی یک نهاد انقلابی نشان داد رتبه هفدهم را در تهران دارم
منظور من ساختار حاکمیت و گروه های سیاسی مدعی انقلابی گری است نه افکار عمومی...
بله همینطور است. ما در میان کانون های قدرت و ثروت و صاحبان عِده و عُده تنها تر شده ایم نه در میان افکار عمومی. اگر ما توسط کانون های قدرت و ثروت طرد شده باشیم که مایه افتخار و خوشحالی است. اخیرا فرزند یکی از عوامل اصلی تنظیم فهرست اصولگرایان نتایج نظرسنجی اخیر یکی از نهادهای انقلابی را برای من آورد که در آن از مردم تهران درباره 30 انتخاب اولشان برای حضور در مجلس سوال پرسیده شده بود. در این نظرسنجی از میان همه کاندیداهای اصلاح طلب، اصولگرا و سایرین اینجانب حائز رتبه هفدهم شده بود. با این وجود آن فرد گفت شما در فهرست اصولگرایان جایی ندارید. من پرسیدیم چرا دیدگاهی را که رای دارد، از لیست حذف کردید؟
پاسخشان چه بود؟
هیچ!
جریان انحرافی توطئه ای شوم برای زمین زدن دولت احمدی نژاد بود
آقای حداد عادل چند هفته قبل رسما اعلام کرد که همه اعضای فهرست 30 نفره اصولگرایان بر اساس نظرسنجی از مردم و میزان رای آوری انتخاب می شوند. بعد از اعلام فهرست هم این موضع گیری توسط دست اندرکاران اصولگرایی تکرار شد. از سوی دیگر آقای حداد عادل برای چندمین بار تاکید کرده است که خط قرمز اصولگرایان فتنه و انحراف است. شما که بر اساس نظر سنجی ها نفر هفدهم بودید. پس مشکل رای نداشتید. فقط می ماند قید خط قرمز اصولگرایان. خودتان فکر می کنید بیشتر فتنه گر هستید یا منحرف؟
(خنده) از ابتدای ورود به مجلس هفتم امثال من چوب مبارزه با جریانی را خوردیم که بعدها فتنه 88 را به وجود آورد و پس از فتنه نیز این روند ادامه دارد. حالا ما فتنه گر هستیم؟ 
اما درباره جریان انحرافی باید بگویم بنده هیچ اعتقادی به وجود چنین چیزی ندارم. اساسا جریان انحرافی را دشمنان دولت های نهم و دهم برای اهداف شوم سیاسی مطرح کردند تا دولت زنده کننده ارزش های انقلاب را زمین بزنند. من اصلا اعتقادی به وجود چنین جریانی ندارم. می گفتند جریانی وجود دارد به نام جریان انحرافی که در فساد اخلاقی و اقتصادی غوطه ور است. خب الان 3 سال است که از دوره مسئولیت آقای احمدی نژاد می گذرد، چه مانعی سر راه مورد مواخذه قرار دادن چیزی که این ها جریان انحرافی می نامند، وجود دارد؟ البته در هوچی گری رسانه ای این ها موفقند. الان تلاش می کنند این طور تصویرگری کنند که همه معاونین دولت قبل در زندان هستند. کجا این طور است؟ همه تلاششان را کردند و در نهایت آقای رحیمی را به اتهام یک میلیارد و 200 میلیون تومان که آن هم بین کاندیداها توزیع شده بود، محاکمه کردند، اگر در بازی های انتخاباتی قرار باشد یک روز پرونده همه بررسی شود، از این چیزها فت و فراوان است، ضمن اینکه این کار آقای رحیمی اساسا در دوره مسئولیت وی در دیوان محاسبات مجلس انجام شده نه دوره معاون اولی و وقتی به معاون اولی منصوب می شود حتی پرونده ای هم علیه او تشکیل نشده است چه برسد به محکومیت. بعد، از آن طرف ما را منع می کنند که مبادا راجع به جریمه کرسنت که میلیاردها دلار به کشور ضربه زده حرفی بزنیم! بنده اگر قرار بود روزی رفیقی انتخاب کنم، آقای بقایی را انتخاب نمی کردم اما بعد از 8 ماه بازداشت ایشان شاهد چه نتیجه ای بودیم؟ آقای بقایی بعد از این بازداشت طولانی مدت، آزاد شدند. می خواهم بگویم از آنجایی که خود این آقایان جریان انحرافی را مطرح کردند و بعد هم هیچ وقت نتوانستند چیزی از این جریان به ما نشان دهند، من اعتقادی به وجود جریان انحرافی ندارم. بدتر از همه این ها ماجرای جن گیری و رمالی بود که سرنوشتش را می دانید! 
در مجموع باید بگویم اگر خط قرمز فتنه است که ما کتکش را خورده ایم و اگر خط قرمز انحراف است که هنوز هیچکس نتوانسته آن را به ما نشان دهد.

یکی از خبرگزاری های اصولگرا از شما نقل قول کرده که گفتیده اید من به لیست اصولگرایان ارادت دارم. آیا تایید می کنید؟
دروغ محض است. متاسفانه رسانه ها خیلی سخیف رفتار می کنند. من نگفتم ارادتمند لیست اصولگرایان هستم. من گفتم به همه کسانی که شورای نگهبان صلاحیتشان را تایید کرده ارادت دارم که معنای روشنی دارد. از این جمله ارادت به لیست اصولگرایان در می آید؟ 
عملا خط قرمز باهنر و زاکانی هستم
تصمیم گیران اصولگرایی چرا خودشان را مستقل و بی نیاز از مردم می دانند؟ حتی حزب پایداری که به شما خیلی نزدیک بودند و در مقطعی در شورای مرکزی آن عضویت داشتید، آن ها هم انگار برایشان حذف مهدی کوچک زاده مهم نیست. همین هایی که به شما می گفتند عمار فتنه. انگار چیزی که مساله اصولگرایان نیست، عدالت است و در عمل به راحتی از روش های اصلاح طلبان استفاده می کنند. 
اگر بخواهم دلیلی در توضیح این وضعیت بیاورم همین است که خواسته یا ناخواسته و عمدی یا غیر عمدی به جای اینکه ملاک و مبنای ما اصول و ارزش ها باشد، به مرور افراد ملاک می شوند. افرادی که در برهه ای احیانا به دلیل برخی سوابق و شایستگی ها در کانون تصمیم گیری قرار می گیرند به مرور فکر می کنند همه چیز ارث پدری شان است و به هیچ قیمتی حاضر به رها کردن جایگاهشان نیستند و هرگز ضعف هایشان را نمی پذیرند. البته این آفتی است که در کمین همه مجموعه هاست. 
واقعا هیچ توضیحی برای این رفتارشان با شما نداشتند؟
خیر. از من دو بار خواسته شد مراجعه کنم و میثاق نامه ای را که تنظیم کردند امضا کنم و در ازای این امضا آن دوستان صلاحیت بنده را هم بررسی کنند که در لیست باشم یا نه! قلم عمده ای هم که در این میثاق نامه ذکر شده بود این بود که شما تعهد می دهید اگر ما صلاح ندیدیم در لیست باشید به نفع لیست اصولگرایان انصراف دهید. من نپذیرفتم.
شنیده شده که حضور شما و آقایان حسینیان و رسایی در فهرست اصولگرایان خط قرمز باهنر و زاکانی بوده. آیا صحت دارد؟
این جمله از قول باهنر نقل شده است و او هم در واکنش گفته که من به خبرنگاران چنین چیزی نگفتم. ولی با شناختی که از روحیه و ماهیت باهنر و زاکانی دارم حتی اگر این جمله را هم نگفته باشند، باز هم ما خط قرمزشان هستیم. ما بعد از 12 سال مشاهده اعمال و رفتار این افراد، به خوبی می دانیم که اگر در ظاهر هم یک همراهی ها و همدلی هایی ابراز کنند، در عمل حقیقت ندارد. درباره خودم که مطمئن هستم.
از رجانیوز توقع نداشته باشید، شاید اینطور دستور می گیرد
چرا پایداری از شما حمایت نکرد؟
البته برای پایداری ما خطر قرمز نبودیم.
اما تلاشی هم نکردند که در فهرست باشید.
اطلاعی ندارم.
واقعا رجانیوز خجالت نمی کشد از مهدی کوچک زاده در انتخابات دفاع نکند؟
مهدی کوچک زاده که کسی نیست. اما خیلی رک بگویم که برای من بیش از 2 سال است که روشن است مطرح شدن اسمم برای رجانیوز تلخ است.
علتش چیست؟ 
نمی دانم، متاسفانه فکر می کنم رجانیوز بعد از مدتی که از فعالیتش گذشت به جای اینکه مشی خود را بر اساس اصول و مبانی تنظیم کند بر اساس چیزهای دیگری تنظیم کرد. نباید از آن ها توقع داشت، شاید چون اینطور دستور می گیرند. البته این را به شما هم بگویم، قطعا امروز مرام احمدی نژاد در میان مردم اکثریت دارد، اما نباید این باعث غرور شما بشود که بخواهید پوز کسی را بزنید. من دیده ام کسی کامنت می گذارد در وبلاگ من و می نویسد آن موقع که باید از دکتر دفاع می کردید حتی شما هم ایراد گرفتید. این غرور است. همین چیزها هم باعث صدمه می شود. 

ستاد انتخاباتی و دفتر و دستک ندارم اما ...
کسانی که شما را دوست دارند و علاقمند به حضور شما در مجلس دهم هستند، به کجا باید مراجعه کنند؟ ستاد و دفتر و دستک مهدی کوچک زاده کجاست؟
من هیچ ستادی ندارم. اگر کسانی هم احیانا در برخی محافل می گویند از طرف کوچک زاده ماذون هستیم خیلی مطابق با واقعیت نیست. البته گروه های داوطلب زیادی به من مراجعه می کنند و می گویند ما میخواهیم برای شما کار کنیم. من با کمال شرمندگی نه جایی دارم که دعوتشان کنم و بگویم بفرمایید اینجا کار کنید و نه از نظر مالی توانش را دارم که کمکشان کنم و نه اصولا حاضر هستم اختیارم را بدهم دست گروه های سیاسی. لذا به کسانی که به بنده لطف دارند، عرض می کنم با تشخیص و با مسئولیت خودتان برای چیزی که دوست دارید، تبلیغ کنید.
چرا فکر می کنید نداشتن ستاد و ساختار هنر است؟ فکر می کنم الان اگر یک جوان انقلابی بگوید مهدی کوچک زاده چه سیاستمداری است که پس از 3 دوره نمایندگی مجلس یک دفتر برای کار تبلیغاتی ندارد، نمی توان او را شماتت کرد...
خب لزوما نباید جایی وجود داشته باشد که بچه ها بروند آنجا به کوچک زاده کمک کنند. یک راه حل عملیاتی بدهم؟ هر کس فکر می کند بنده لیاقت نمایندگی تفکرش را دارم، در 7 روز انتخابات همین مقواهایی را که مردم به عنوان زباله بیرون می اندازند، بردارد و با خط خوش رویش بنویسد مهدی کوچک زاده و با نخ به دیوار آویزان کند. هر نفر اگر 10 مقوا تهیه کند و به فاصله 50 متر نصب کند، 500 متر را پوشش داده است. ما تبلیغ خاصی نداریم که انجام دهیم فقط می خواهیم اطلاع دهیم که هستیم. حتما که نباید پوستر چند رنگ چاپ کنیم با ده ها میلیون هزینه! برای نوکری کردن این کارها لازم است؟ من که واقعا امکانش را ندارم. راه دیگر تبلیغ استفاده از فضای مجازی است. درعین حال بزرگترین کمک، فکر کردن و پیشنهاد دادن ایده تبلیغاتی است. خب هرکس فکر کرد و ایده ای پیدا کرد، خودش هم عملیاتی کند. 
باید باور کنیم در جمهوری اسلامی مسئولیت یعنی نوکری. البته همه در مقام حرف می گویند ما نوکریم اما وقتی به کرسی نمایندگی می رسند می خواهند آقایی کنند. من می گویم برای نوکری کردن خیلی غیر عقلانی است که انسان پول خرج کند. اما اگر کسانی فکر می کنند من لیاقت دارم، خوب خودشان به میدان بیایند و اگر خواستند پوستر هم بزنند. من بنایی نداشم بیایم اما به خاطر ظلمی که به این گفتمان روا شد، گفتم من هستم. در واقع وقتی نگاه می کنم و می بینم بچه ها در سوریه و عراق تکه و پاره می شوند، به خودم می گویم من که لااقل می توانم فحش کانون های قدرت و ثروت را بخورم. من با تواضع کامل از همه کسانی که دوستم دارند می خواهم که در آن یک هفته بیکار ننشینند، روی کاغذ A4 با دست بنویسند، به فامیل بگویند، پیامک بزنند، هر کاری که می توانند بکنند. وظیفه ما در این حد است.
خیلی از تهرانی ها می گویند به کوچک زاده تک رای می دهیم
البته خیلی ها معتقدند، آن دسته از شهروندان تهرانی که دل خوشی از اصولگرایان ندارند، به مهدی کوچک زاده به صورت تک رای، رای می دهند...
بله، این را زیاد شنیده ام، خیلی ها مراجعه می کنند و اینطور می گویند.
در یک مقطع به شما می گفتند وکیل الدوله و به علی مطهری منتقد دولت. دولت که تغییر کرد، شما شدید منتقد دولت و علی مطهری وکیل الدوله. اصلا قبول دارید که وکیل الدوله بودید؟
خود احمدی نژاد حرف خوبی زد در تبیین این قضیه و گفت اساسا در جمهوری اسلامی این کلمه معنا ندارد. من اعتقاد ندارم که در دولت قبل چشم و دهانمان را بسته بودیم و نه عیبی می گرفتیم و نه اعتراضی می کردیم. بارها برای اصلاح بودجه پیشنهادی دولت احمدی نژاد در مواردی که صحیح تشخیص نمی دادم تلاش کردم. در آن مقطع همه تلاشم این بود که در دام جو وحشتناکی که ساخته بودند، نیفتم و ظلمی به دولت احمدی نژاد نکنم. من این را به صراحت می گویم و همیشه خواهم گفت و پایش هم می ایستم که ناجوانمردانه ترین برخوردها با دولت های نهم و دهم شده است. از همه امکانات و همه کانون های قدرت و ثروت علیه دولت احمدی نژاد استفاده شد و البته می بینم که الحمدلله نتیجه هم نگرفتند. این فضا باعث شد کار به جایی برسد که هر کسی احساس می کرد اگر با جو ظلم به احمدی نژاد همراه نشود از هستی ساقط می شود. واقعا برای ما سخت بود که جلوی خودمان را بگیریم و در این فضای سنگین دستمان را به ظلم علیه احمدی نژاد آلوده نکنیم. با این وجود در همین فضا هر کجا واقعا جای انتقاد منصفانه بوده، انتقاد کردم، هم به مواضع هم به عملکردها. سال آخر دولت هم یک مطلب انتقادی نوشتم که تیترش بود "آقای رئیس جمهور خداحافظ"...
باید ببینیم تصمیم احمدی نژاد برای 96 چیست
بله، اتفاقا ما هم در آن مقطع در شبکه ایران مشغول بودیم و خوب از خجالت شما در آمدیم به خاطر آن نوشته بد...
ما اعتقاد داریم پاک ترین و مردمی ترین دولت، دولت احمدی نژاد است اما مخالفان می خواهند بگویند ما چشم و گوش بسته و مطیع دولت بودیم. در حالی که خودشان امروز در مجلس در برابر دولت روحانی این گونه عمل می کنند. همین آقای مطهری در مجلس می گفت امام کشور را به تنهایی اداره نکرد، به کمک پدر من اداره کرد! و امروز هم اقا به تنهایی نمی تواند کشور را اداره کند، از آقای رفسنجانی کمک و مشورت بگیرد. خودشان اینطور تملق می کنند!
 ما چوب گفتمانی را خوردیم که احمدی نژاد سرباز قدرتمند و بزرگ آن است، ما سال 96 دنبال همین گفتمان هستیم، باید ببینیم آقای احمدی نژاد چه تصمیمی می گیرد. من خیلی جاها ناراحت شدم از رفتاری که با احمدی نژاد شده، درست مثل اینکه به برادر انسان از همه جهت هجمه برده باشند. احمدی نژاد آدمی نیست که بازی در بیاورد، از صمیم قلب کار کرده و اهل نمایش نیست، دلش برای محرومین تپیده و این همان اسلام ناب است. مرام احمدی نژاد ایده آل بود و طبیعتا هر آدمی در ارزیابی کارشناسی اشتباه می کند.

یکی از نقدهایی که به شما وارد می کنند این است که کوچک زاده فقط دعوای سیاسی می کند و حرف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نمی زند. با این که کشاورزی خوانده هیچ وقت درباره حوزه تخصصی اش اظهار نظر نمی کند، فقط هر چند وقت یک بار از روی صندلی اش بلند می شود و با آقای لاریجانی دعوا راه می اندازد و میکروفنش قطع می شود... 
من آن چیزی که رسانه های معلوم الحال تصویر می کنند، نیستم. آن ها تلاش می کنند این تصویر را از من جا بیاندازند اما حقیقت چیز دیگری است. مثلا من همواره با همه توان تلاش کرده ام بودجه کشور عاری شود از جدولی تحت عنوان کمک به نهادها و افراد. چرا باید هر سال حداقل 750 میلیارد تومان پول بی زبان را تحت عنوان کمک دولت بریزند در حلقوم یک عده که بخش عمده شان نورچشمی ها و نظر کرده ها هستند؟ آیا این کار من سیاسی است؟ معلوم است برای اینکه اصل حرف مورد توجه قرار نگیرد باید مارکی دست و پا کنند. مارک من این است که فقط بلد است سر لاریجانی داد بزند و چیز دیگری هم سرش نمی شود! بنده در همین مجلس برای حل مشکل آب حرف های عمیق و علمی زدم اما وقتی این قبیل اظهار نظرهایم انعکاس پیدا نمی کند تقصیر من چیست؟ این که می گویند کوچک زاده بحث تخصصی نمی کند، بی اساس است.
البته شما هم این اواخر تاکتیک با مزه ای در برخورد با آقای لاریجانی در پیش گرفته بودید. یعنی هر وقت می خواستید تذکر بدهید یا نطقی کنید اول چند کلمه و عبارت احترام آمیز درباره آقای لاریجانی می گفتید که دلش نرم شود، مثلا شما رئیس مجلس هستید و کار سختی دارید و ... جالبی اش اینجا بود که باز هم آقای لاریجانی آخرش میزد توی حال شما ...
(خنده). درست فهمیدی! مخاطب عاقل می فهمد هدف من چه بود. هدفم این بود که این حرف زده بشود و او هم دلش خوش باشد که ما گفتیم بله کار شما واقعا سخت است! احترام رئیس واجب است و ...! 
سعید مرتضوی مثل شیر در برابر فاسدها ایستاد
ولی در همین مجلس نهم کارهایی کردید که یادگاری شد. معلوم بود از سر مرام و معرفت است. مثلا شما صراحتا پشت تریبون مجلس از سعید مرتضوی دفاع کردید که به عنوان یکی از خادمان حقیقی انقلاب وحشتناک ترین فضا ها علهیش درست شد و همه به او حمله ور شدند...
نمی گویم صد در صد موفق بودم اما با همه وجود تلاش کردم جوی که صاحبان قدرت و ثروت درست می کنند من را با خودش همراه نکند، بلکه سعی کنم با عقل خودم به حقیقتی که قبول دارم عمل کنم. خب، شناخت بنده از آقای مرتضوی چیست؟ آن روزی که رهبر معظم انقلاب گفتند شارلاتانیزم رسانه ای، او مثل شیر در برابر این فاسدها ایستاد. الان هم ارزیابی ام این است که 90 درصد هجمه ای که به این آدم می شود کینه همان قلم به مزدهایی است که نان شرق را می خورند و نوکری غرب را می کنند. وگرنه واضح است ایراداتی که به ایشان گرفتند کاملا بچگانه بود. گفتند چرا رئیس تامین اجتماعی دکترای فلان دارد؟ باید دکتری بیسار داشته باشد! برویم ببینیم در تاریخ تامین اجتماعی آیا این مساله رعایت شده یا حتی همین امروز رعایت می شود؟ تفحص درست کردند که ایشان پول داده به نماینده ها. خب واضح است که تمام دستگاه های حمایتی این کشور مثل کمیته امداد، بهزیستی، تامین اجتماعی و ... شب عید مختصر پولی می دهند به نماینده ها که توزیع کنند بین بیچاره ها و نیازمندان منطقه شان. البته این کار به نظر من غلط است اما این رویه همیشه بوده و همه انجام داده اند. این مساله کوچک و متداول را بزرگ می کنند، چه کسانی؟ همان کسانی که در گرفتن پول کثیف خودشان اولین قدم را برداشتند. اولین کسی که از آقای رحیمی 5 میلیون تومان پول گرفت همان نماینده ای است که سردمدار مبارزه با فساد است و بدتر از همه اینکه عضو هیات نظارت بر رفتار نمایندگان است! اولین کسی هم که سیلی می زند به صورت کسی که در مجلس پول پخش می کند، همین علی اصغر زارعی است که به او می گفتند وکیل الدوله. این ها خودشان فاسد هستند. اگر این حرف ها را به شما نگوییم به چه کسی بگوییم و اگر شما انتشار ندهید چه کسی باید انتشار دهد؟ 
یک زمان علی مطهری از تریبون باز مجلس با ادبیات زشت چاله میدانی توهین های بی سابقه ای به شما روا داشت. همان داستان کوچکف و... چطور می شود کسی که اینطور بی مهابا جلوی چشم مردم خشونت زشت کلامی به خرج می دهد و پرخاش می کند، می شود آزاد اندیش و مهدی کوچک زاده خشونت طلب؟
این را باید از همکاران خبرنگارت بپرسی! بالاخره جریان قدرت و ثروت دست به هر عمل ناجوانمردانه ای می زند. بعد از چند سال هنوز من متهم هستم که فحش داده ام به مطهری! درست برعکس واقعیت، شب را روز و روز را شب جلوه می دهند.
حسن روحانی کفایت سیاسی ندارد
اگر این دولت بنفش یک دوره دیگر سرکار باشد، فکر می کنید ایران 1400 چگونه خواهد بود؟
می شود ایران ضد انقلاب! من یک بار گفتم به خدا در کشورکودتا شده است. بر علیه همه ارزشهای انقلاب کودتا شده است. اگر این رویه ادامه یابد صدمه سنگینی به انقلاب وارد می شود. باور من این است که انقلاب به خاطر خون شهدا از بین رفتنی نیست اما سختی زیادی با ادامه این روند سر راهش پیدا می شود.

یعنی شما معتقد هستید سال 96 نیازمند تحول سیاسی هستیم؟
96 دیر است، همین الان نیاز به تحول داریم! متاسفانه دوستان همراهی نکردند اما من چند بار طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور را دنبال کردم. وقتی رئیس جمهوری که هر چه دارد از شورای نگهبان است، اینطور درباره شورای نگهبان حرف می زند، حتما کفایت سیاسی ندارد. وقتی می گوید درست است که دیانت واجب است اما قنبر باید بشود استاندار یا زیاد بن ابی، این عدم کفایت سیاسی است، یا وقتی می گوید کربلا درس مذاکره است... کدام مذاکره کننده ای اینطور مشتش را جلوی دشمن باز می کند و می گوید خزانه ما خالی است؟ یا اینکه وزیر خارجه اش بگوید آمریکا با یک تیر همه سیستم دفاعی ایران را از کار می اندازد... این رفتارها نشان می دهد حسن روحانی فاقد کفایت سیاسی است.
اگر انتخاب نشوم می گویم «آخیش»!
اگر انتخاب شدید، در مجلس چه می کنید؟
اجازه بدهید اول بگویم اگر انتخاب نشدم چه می کنم! اگر نروم به مجلس یکی از «آخیش» های زندگی ام را خواهم گفت. هدف من ورود به مجلس نیست، دارم به تکلیفم عمل می کنم. خدا می داند اگر انتخاب نشوم دل شکسته نمی شوم. قبلا وقتی از برخی ها می شنیدم وقتی بار از دوش آدم برداشته می شود می گوید آخیش، با خودم می گفتم مگر می شود صندلی آدم از دست برود اما بگوید «آخیش»؟! اما  والله و بالله اگر بگویند کوچک زاده انتخاب نشد می گویم آخیش! من آمدم و نشد. خیلی نگرانم که اگر انتخاب شوم در همین دوره بالاخره سکته می کنم و از بین می روم، چون نمی توانم این نامردمی ها و ریاکاری ها را تحمل کنم.
اما درباره سوالتان باید بگویم ما هر مطلبی را از اول فریاد زدیم نتوانستیم محقق کنیم! اصلا حرف ما شنیده نشد. باز هم دنبال همان حرف ها خواهیم بود. هرچه گفتیم بابا اصلی ترین مساله ای که در مجلس باید پیگیری شود این است که ما فکر کنیم به چه دلیل اصلی ترین ستون انقلاب که مردم هستند، مایوس شده اند؟ باید این مشکل اساسی را رفع کنیم اما هیچ کس توجهی نمی کرد. گفتیم مهمترین لازمه جلب اعتماد مردم این است که زندگی تان را مثل مردم کنید. می گفتند این ها حرف های بچگانه و پنجاه و هفتی است! فکر می کنند می شود هم خوب بخورند، هم خوب بپوشند، هم ماشین اشرافی داشته باشند و هم بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند، این غیر ممکن است. شما تا سطح زندگی ات را با مردم تطبیق ندهی، نمی فهمی مسکن مهر چیست، وقتی در شهرک غرب بنشینی و ویلای لواسان داشته باشی، معلوم است که مسکن مهر را چیز مزخرفی می دانی.
 
این یعنی همان بحران کارآمدی نظام که احمدی نژاد ماموریت اصلی دولتش را رفع آن قرار داد...
بله. نظام ما متهم به بحران کارآمدی می شود اما اگر تصور کنیم این بحران کارآمدی توسط درس خانده های MIT رفع می شود اشتباه کرده ایم. مردم کارآمدی این نظام را در اوج دفاع مقدس نشان دادند. آن روزها سیستمی حاکم بود که بر اساس آن کسی که یک تخم مرغ داشت، همان را می داد، اگر یک خرما داشت، تقدیم می کرد، آن کسی که دو پسر داشت، بچه هایش را می داد، هر کس هر چه داشت می داد. در اثر رفتار حاکمان در مجلس، قوه قضائیه و دولت به مرور کاربه جایی رسید که بچه بسیجی های ما هم با گوشی موبایلشان پز بدهند که مثلا گوشی من از دو طرف عکس می گیرد! پز مردم به هم این بود که یکی می گفت من 2 تا شهید دادم برای انقلاب، دیگری می گفت من 2 شهید دادم به اضافه یک اسیر. اما حالا بچه بسیجی های ما هم به بهره های مادی افتخار می کنند. تا زمانی که ما مسئولین جوری زندگی نکنیم که اعتماد مردم جلب شود و خودشان به صحنه بیایند مشکلات کشور رفع نمی شود. در جنگ من خودم استاد دانشگاهی را دیدم که ترس و وحشت همه وجودش را گرفته بود اما می آمد در جبهه تا فرش باتلاقی درست کند برای عبور تاکهایمان در فاو. یک بار در کمیته آب دیدم دانشجویانی که به جبهه آمده اند می ترسند، خودم هم می ترسیدم، به ناچار شروع کردم به معلق زدن بلکه از این حال و هوا خارج شوند. خب در دوره دفاع مقدس استاد و دانشجو علمشان را می آوردند، آنکه پول داشت نان و قند و پنیر می فرستاد، آنکه می توانست فرزندش را می فرستاد اما امروز همه این مناسبات برعکس شده، همه می خواهند چیزی برای خودشان بِکَنند. اما مردم از چه کسی یاد گرفتند؟ از ما مسئولین.
اگر امروز جنگ شود، نمایندگان مجلس به جبهه می روند؟
نمی دانم چه بگویم.
آیا بچه هایشان را می فرستند؟
(خنده و سکوت)
چندتا از بچه های نمایندگان مجلس در انگلیس درس می خوانند؟
از نمایندگان اطلاعی ندارم، اما شنیده ام بچه های اکثر مقامات دولتی در انگلیس و اروپا درس می خوانند.

گفت و گو از محمد حسین جوادی و محمد حسین حیدری
کد مطلب: 20392