آسیب شناسی ضربه زدنی های ناخواسته!

آیا مرگ عبدالله را نشانه ظهور بدانیم؟! اهل فن درباره اسناد چه می گویند؟

تاریخ انتشار : شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۵۳
Share/Save/Bookmark
 
متاسفانه در سال هاى اخير ، شاهد تطبيقات نشانه ها بر افراد و اشخاص هستيم كه هر روز به شكلى بروز مى كند و بعد از مدتى نادرستى بسيارى از آنها مشخص مى شود . اين در حالى است كه اين تطبيقات نه از سوى خود آن افراد است بلكه از سوى اشخاصى است كه سر رشته خاصى در اين مباحث ندارند .
راهکارنیوزــ  آیا ضربه زدن (حتی ناخواسته!) به اسلام بواسطه اتخاذ مواضع عجولانه در طرح مسائل مرتبط با مهدویت توجیه پذیر است؟!... آیا به عواقب ویرانگر آن اندیشیده ایم؟!... بزرگان اهل فن چه می گویند؟
يكى از نشانه هاى ظهور قتل فرمانرواى عربستان بنام عبدالله مى باشد. که گفته می شود در ماه ذی حجه رخ می دهد. بخشى از تحولات و اتفاقاتى كه در عربستان رخ مى دهد ، ناشى از حوادث اجتماعى و طبيعى داخلى است و بخشى متأثر از حملات و هجوم بيگانگان ، به ويژه سفيانى است كه مجموعاً شرايط ملتهب و كاملاً بى ثباتى را در عربستان به وجود مى آورند و اين ديار را مهيّاى ظهور امام عصر ( ع ) مى كنند .
روايات منابع شيعه و سنى در مورد طليعه ظهور حضرت مهدى ( ع ) در حجاز ، بر پيدايش خلأ سياسى و كشمكش بين قبائل بر سر فرمانروايى همداستانند . اين حادثه در پى مرگ پادشاه يا خليفه اى رخ مى دهد كه با مردن او گشايش و توسعه در امور به وجود مى آيد . نام وى در برخى روايات ، « عبدالله » ذكر شده است .
بعضى از روايات مرگ او را در روز عرفه تعيين مى كنند ، كه حوادثى پياپى آن ، در حجاز تا خروج سفيانى ، نداى آسمانى ، درخواست نيرو از سوريه از جانب حجاز و سرانجام ظهور حضرت مهدى ( ع ) به وقوع مى پيوندد .(1)
از اميرالمؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) نقل شده است ، كه فرمود : « سه پرچم به مخالفت با يكديگر برافراشته مى شود پرچمى در مغرب ، پرچمى در عربستان و پرچمى در شام . فتنه و جنگ بين آنها يك سال طول مى كشد »
امام صادق ( ع ) در اين زمينه مى فرمايد : « زمانى كه مردم در سرزمين عرفات در حال وقوف مى باشند ، سوارى بر شترى سبك سير به آنجا وارد مى شود و مرگ خليفه را خبر مى دهد با مرگ او فرج آل محمد ( ص ) و گشايش كار تمام مردم فرا مى رسد » .
و « آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد ، مردم در جانشينى او نسبت به هيچكس به توافق نمى رسند و اين جريان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى يابد ، عمر سلطنت هاى چندين ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندين روزه فرا مى رسد . ابوبصير مى گويد : پرسيدم : آيا اين وضع به طول مى انجامد ؟ فرمود : هرگز . و اين درگيرى بعد از كشته شدن اين پادشاه ( عبدالله ) منجر به كشمكش بين قبيله هاى حجاز مى شود . ( بحار 52 ص 210 و 240 )
اما سوال اين است كه آيا اين نشانه ها با افراد خاصى در زمان حاضر تطبيق دارد ؟ ؟
در باره تطبيق اين نشانه ها با افراد خاص ، بايد با احتياط و دقت رفتار نمود . متاسفانه در سال هاى اخير ، شاهد تطبيقات نشانه ها بر افراد و اشخاص هستيم كه هر روز به شكلى بروز مى كند و بعد از مدتى نادرستى بسيارى از آنها مشخص مى شود . اين در حالى است كه اين تطبيقات نه از سوى خود آن افراد است بلكه از سوى اشخاصى است كه سر رشته خاصى در اين مباحث ندارند .
در اين بين گهگاه افراط ها و تفريط هايى ملاحظه مى گردد كه هر دوى اين امور از سوى علماى اسلام و محققين برجسته ى عرصه ى مهدويت نهى شده اند ، اما تعداد از افراد دچار اين آفات شده اند و با نيت خير ، اما بدون در نظر گرفتن جوانب احتياط ، بى محابا به تطبيق هاى قطعى و حتمى پرداخته اند . اين امر گرچه در كوتاه مدت ممكن است موج بزرگى در بين منتظران مهدى موعود ( عج ) ايجاد كند ، اما در صورتى كه اين تطبيق ها صحيح نباشند و افراد يا نشانه هاى مورد بحث ، همان نشانه هاى ظهور نباشند ، در دراز مدت مى تواند اثرات نامناسبى داشته باشند و موجب نا اميدى در بين تعداد زيادى از منتظران گردند .
با ملاحظه ى تيتر هاى خبرى تعدادى از وبلاگ ها و وبسايت هاى مهدوى كه انصافاً در بسيارى از زمينه ها نيز موفق و موثر كار مى كنند ، مى توانيم تعدادى از اين تطبيق هاى حتمى و قطعى را ببينيم : « بشاراتى از شعيب بن صالح درباره ى نزديكى ظهور » ، « سال 2012 سال ظهور » ، « سال 2015 سال ظهور » ، « آغاز قيام سيد يمانى در يمن » و . . .
گرچه تعدادى از تطبيق هاى ارايه شده در اين زمينه با روايات اسلامى سازگار مى باشند و شخصيت هاى مورد بحث در مقالات مذكور ، بضعاً شباهت هاى اعجاب آورى با شخصيت هاى زمينه ساز ظهور دارند ، اما تطبيق قطعى و بى قيد و شرط شخصيت هاى مذكور با شخصيت هاى روايات مربوط به آخرالزمان ، امرى است كه از سوى هيچ يك از علماى اسلام و محققين برجسته ى عرصه ى مهدويت مورد قبول نيست . چرا كه اين بزرگواران معتقدند ، حركاتى از اين دست ، ممكن است به توقيت بينجامد و توقيت ( وقت تعيين كردن براى ظهور ) ، امرى است كه معصومين ( ع ) به شدت از آن نهى كرده اند .
البته مسئله ى تحقيق مستند و همراه با احتياط در زمينه ى نشانه هاى ظهور ، امرى پسنديده و مناسب است و تبعات مثبتى همچون افزايش اميد در دل هاى منتظران و شناخت صحيح دشمنان و دوستان در دوره ى آخرالزمان دارد ، اما تطبيق بى قيد و شرط و قطعى اين نشانه ها ، امرى مذموم بوده و مى تواند تبعات نامناسبى داشته باشد .
در بعضى از روايات منقول از اهل بيت عليهم السلام ، ادعاى تعيين وقت ظهور برابر با كذب خوانده شده و شيعيان مأمور به تكذيب اين مدعيان گرديده اند چنانكه در توقيع مبارك امام زمان عليه السلام به اسحاق بن يعقوب آمده است : . . . و اما ظهور الفرج فإنه إلى الله تعالى ذكره و كذب الوقّاتون ( و اما آشكار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالى است و وقت گزاران دروغزنانى بيش نيستند )
البته نهى از توقيت نبايد منجر به اين شود كه شيعيان و منتظران ، امر ظهور را پديده اى دور از دسترس و مستقل از اراده خويش ، كه در آينده اى محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پيوست ، بيانگارند. بلكه بايد با حفظ روحيه نشاط و اميد ، همواره ظهور را در چند قدمى خويش ببينند و اين همان چيزى است كه در برخى مجامع روايى و پاره اى از متون دينى بدان تصريح شده است چنانكه در دعاى عهد آمده است : . . . اللهم اكشف هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا ( پروردگارا ! با حضور ولى و دوست خود اندوه را از دلهاى اين امت بزداى ودر ظهور وى شتاب كن ( هرچند ) ديگران ظهور حضرتش را دور مى انگارند و لى ما آن را نزديك مى بينيم ) .
چنانكه گذشت درباره پادشاه عربستان به نام ملك عبد الله روايت شده است : امام صادق ( ع ) در روايتى مى فرمايد : « هر كس مرگ عبدالله را براى من تضمين كند ، من ظهور قائم را براى او ضمانت مى كنم . . . . » ( بحارالانوار / ج 52 / ص 210 )
آقاى كورانى درباره اين روايت و مسائل مشابه آن به تفصيل بحث كرده است ، ( عصر ظهور / ص 292 ) اما تطبيق « عبدالله » در اين روايت به ملك عبدالله ، پادشاه عربستان ، هر چند احتمال دارد . اما قطعى نيست ، چه بسا صد سال ديگر پادشاهى از خاندان آل سعود به نام عبدالله در آن سرزمين به مسند قدرت بنشيند و منظور از اين روايت ، او باشد.
انديشه مهدويت دچار آسيب هايى شده است . مسئله تطبيق يكى از اين آسيب ها به شمار مى رود كه برخى با خواندن يا شنيدن چند روايت در علائم ظهور ، آنها را بر افراد يا حوادثى خاص تطبيق مى دهند .
خلاصه آنكه اين گونه تطبيق ها پى آمد هايى نامطلوبى دارد كه به آن اشاره مى شود :
تعيين وقت و استعجال ( عجله كردن و صبر و تحمل نكردن )
نوميدى و ياس بر اثر واقع نشدن ظهور
به دليل احتمال تحقق نيافتن تطبيق هاى مطرح شده ، افرادى به اصل ظهور بى اعتقاد مى شوند و يا در اصل روايات به شك مى افتند .
بر اين اساس تطبيق ويژگيهايى كه در روايات براى حوادث و افراد خاصى بيان شده بر افراد حاضر به صورت احتمالى است و نمى توان به طور قطع و يقين ادعا كرد كه اين فرد دقيقا همان فردى است كه در روايت بدان اشاره شده است و تنها يكى دو نشانه محدود فاصله زمانى تحقق نشانه تا زمان ظهور را بيان مى كنند لذا با تحقق برخى از علائم ظهور نمى توان به صورت عجولانه ادعا كرد تا چند صباح ديگر ظهور تحقق پيدا خواهد كرد .
بهتر است به جاى گمانه و دنبال نمودن فرضيه هاى زمان ظهور امام عصر ( عج ) - كه معمولا ثمره چندانى هم ندارند - وظيفه خود را نسبت به حضرت ( عج ) در زمان غيبت تشخيص داده و در تحقق اين وظيفه حداكثر تلاش خود را انجام دهيم . وظيفه ما انتظار فرج است . اين انتظار جز با آمادگى و فراهم نمودن شرايط ظهور تحقق نمى يابد بنابراين تا جائى كه مقدور است ، لازم است خود ، خانواده و در نهايت جامعه را آماده پذيرايى حضرت ( عج ) نمود كه اگر اين امر محقق شود و سربازى واقعى براى آن حضرت ( عج ) باشيم حتى اگر مرگ - كه اگر زمان ظهور هم تشخيص داده شود ، زمان مرگ قطعا قابل تشخيص نيست - بين ما و زمان ظهور فاصله اندازد ، خداوند به ما براى ادراك آن زمان و حيات دوباره خواهد بخشيد . انشاءالله كه همگى از ياوران حضرت ( عج ) باشيم .
براى مطالعه بيشتر . رجوع کنید به:
. 1 مهدويت ( پس از ظهور ) ، رحيم كارگر نشر معارف
. 2 چشم به راه مهدى ، جمعى از نويسندگان
. 3 تحليل تاريخى از نشانه هاى ظهور ، بوستان كتاب
کد مطلب: 18055