از خاطرات دکتر احمدی نژاد:

خُمس دکتر احمدی نژاد به دفتر کدامیک از مراجع می رود؟/هدیه احمدی نژاد به نوجوان عاشق!

تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۰۶
Share/Save/Bookmark
 
هر سال، یک روز جمعه، دکتر و همسرش از صبح تا شب مى نشینند و خُمس آن سال راحساب –کتاب مى کنند. حتى اگر یک کیلو برنج اضافى هم باشد، آن را هم حساب مى کنند. بعد مبلغ خُمس را مى فرستند دفتر مقام معظم رهبرى.
به گزارش راهکارنیوز، یکی از بهترین مجموعه هایی که میشود خاطرات منتشر نشده دکتر محمود احمدی نژاد را مطالعه کرد ،کتاب فرزند ملت است.

قسمت هایی از کتاب فرزند ملت را همین جا بخوانید :
دکتر عادت دارد وقتى با کودکى ملاقات مى کند، دست روى قلب کودک مى گذارد و دعایى را زمزمه مى کند. بعد یک هدیه به او مى دهد. از یک شکلات گرفته تا یک دانه پسته!
***
در سفرهاى استانى رسم بر این است که به محض ورود به هر شهرى،فرزند شهید یا کودک خردسالى به دکتر خیر مقدم مى گوید. آقاى دکتر هم به تناسب در گوش آنها چیزى
برخورد دکتر باعث مى شود ابهت رئیس جمهور به یک رفاقت تبدیل شود.
مى گوید که شاد مى شوند. برخورد دکتر باعث مى شود ابهت رئیس جمهور به یک رفاقت تبدیل شود. (صفحه ۹۲)

رفتار دکتر با کودکان و نوجوانانى که ایشان را از نزدیک مى بینند، آن قدر برایشان جذاب و به یاد ماندنى است که رفتار و گفتار او را به عنوان الگو ى خودشان قرار مى دهند. یک بار نوجوانى به دکتر نامه نوشته بود که من تمام دیوار هاى اتاقم را پر از عکس شما کرده ام به امید روزى که بتوانم دوباره در شهرمان شما را از نزدیک ببینم. از دکتر هم یک هدیه به عنوان یاد گارى خواسته بود که من به عنوان منشى مخصوص دکتر برایش به دستور ایشان یک جلد دیوان حافظ فرستادم.

از زمانى که تشکلمان را راه انداخته بودیم، تا آن زمان یعنى سال۱۳۷۷، اغلب سیاسیون را از هر جناحى به جلساتمان دعوت کرده، پاى حرف هایشان نشسته بودیم. تنها چیزى که در این چند سال دستمان آمده
هنوز در کشور بودند مردان سیاستى که دیانتشان عین سیاست وسیاستشان عین دیانتشان است.
بود این بود که عالم سیاست یعنى عالم دروغ و ریا و فریب. دیگر برایمان یقینى شده بود که نمى توان از بین سیاسیون کسى را به عنوان الگویى که پایبند به اخلاقیات باشد، پیدا کرد. با این حال به جلساتمان ادامه مى دادیم. تا اینکه یک بار دکتر آمد و برایمان سخنرانى کرد. صحبت هاى او، باز تعریف اندیشه ى سیاسى ما درخصوص سیاسیون بود. هنوز در کشور بودند مردان سیاستى که دیانتشان عین سیاست وسیاستشان عین دیانتشان است.

دکترحساسیت خاصى به پرداختِ خُمس داراییش دارد. و براى خودش سال خُمسى دارد. هر سال، یک روز جمعه، دکتر و همسرش از صبح تا شب مى نشینند و خُمس آن سال راحساب –کتاب مى کنند. حتى اگر یک کیلو برنج اضافى هم باشد، آن را هم حساب مى کنند. بعد مبلغ خُمس را مى فرستند دفتر مقام معظم رهبرى. بچه هایش هم وقتى هر کدام به صورت ساعتى، در مدرسه اى شروع به تدریس کردند و حقوق بگیر شدند، از آنها خواست براى خودشان سال خُمسى تعیین کنند.(صفحه ۹۳ ۹۴)
کد مطلب: 18587