نعمت های الهی بیشمارند اما:

تا کنون به این 13 نعمت و لزوم شکرگزاری آن اندیشیده اید؟

تاریخ انتشار : شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۴۹
Share/Save/Bookmark
 
در متن پیش رو به برخی از نعمت هایی اشاره خواهد شد که شاید کمتر به آن و لزوم شکرگزای از آن توجه شده باشد.
راهکارنیوزــ نعمت های الهی آنقدر زیادند که خداوند می فرماید این نعمات قابل شمارش نخواهند بود (و ان تعدّوا نعمت الله لا تحصوها؛ سوره نحل آیه 18). امّا در متن پیش رو به برخی از نعمت هایی اشاره خواهد شد که شاید کمتر به آن و لزوم شکرگزای از آن توجه شده باشد. امید آنکه با شکرگزاری از نعمات، از عذاب الهی مصون گردیده و بر افزایش رزق نعمت بیافزاییم (لئن شکرتم لازیدنهم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید؛ سوره ابراهیم آیه 7).

1- نعمت ترس:
ترس یکی از نعمت هایِ بسیار بزرگ الهی است. برای مثال اگر انسان ها از عواقبِ بدِ کارهای نادرست نمی ترسیدند مدام به گناه می پرداختند، یا انسانی که شنا بلد نیست اگر از آب نمی ترسید خود را در آب می انداخت و باعث مرگ خود می شد. البته در اطراف ما اشخاصی هستند که از آنچه نباید بترسند می ترسند که باید تلاش کنند شجاعت خود را با تمرین بالا ببرند. از طرفی عده ای نیز هستند که ترس را کنار گذاشته اند! و باعث آسیب به خود می شوند مثلا، افرادی هستند که از عاقبت گناه کردن نمی ترسند و در نتیجه، دنیا و آخرت خود را تباه می کنند، یا افرادی هستند که خود را هنرمند می دانند و در فیلم ها ی سینمایی بدلکاری می کنند و جان خود را به خطر می اندازند و مُدام اخبارهای مربوط به مصدومیت و مرگ این افراد در شنیده می شود. مثال ها فراوانند اما به هر ترتیب شکر این نعمت الهی با استفاده صحیح از آن از درجه بالای اهمیت قرار دارد.

2- نعمت فراموشی:
امام صادق علیه السّلام: بدان که نعمت فراموشی بسیار بزرگتر از نعمت حافظه و یادآوری است. اگر (نعمت) فراموشی نبود، هیچ کس مصبیت و سختی خود را فراموش نمی کرد. حسرتش پایان نمی یافت. کینه اش تمام نمی گشت. با یاد داشتن [و عدم فراموشی] آفات دنیا هیچ گاه از آن بهره نمی جست. امیدی به فراموشی و غفلت سلطان [و حاکمی که دشمن اوست] و رهایی از حسد رشکبران نداشت.  آیا نمی بینی که چگونه دو نیروی حافظه و فراموشی که ضدّ یکدیگرند، هر کدام برای مصلحتی خاص در نهاد آدمی نهفته شده است؟
( توحید مفضّل؛ ص۷۳.)

3- نعمت خواب های آشفته:
توجه داشته باشید که گاهی خواب های آشفته هم از نعمت های الهی است. چرا؟ مثلا اگر شخصی تب کند مغز او خوابی آشفته پخش می کند تا او از خواب بلند شود و برای پایین آوردن تب خود کاری انجام دهد تا گرمای بالا به مغز صدمه نزند یا اگر کسی پتو را روی سر خود کشیده باشد و تنفس برای او سخت باشد با خوابی آشفته از خواب می پرد تا پتو را از روی خود کنار بکشد. البته گاهی بی مبالاتیِ خود ما باعث خواب های آشفته می شود، مثل پر خوری یا اینکه بعضی ها به جای اینکه قبل از خواب مقداری قرآن قرائت کنند تا به آرامش برسند، به تماشای فیلم هایی می نشینند که محصول تفکرات عدّه ای انسانِ از انسانیت بی خبر است که اصلا دلشان به حال هم نوعِ خود نمی سوزد و ذهنیت های کودک و بزرگسال را به هم می ریزند.

4- نعمت درد:
بله... درست است... درد هم یکی از نعمت هایِ بزرگ خداوند است... در واقع اگر درد وجود نداشت، ما به بسیاری از مشکلاتِ به وجود آمده در بدن پی نمی بردیم و عمرِ انسان ها خیلی کم می شد و شاید کمتر انسانی عمرش از بیست سال بیشتر می شد. وقتی قسمتی از بدن مشکلی پیدا می کند با احساسِ درد به ما هشدار می دهد که مثلا فلان دندان عفونت کرده و باید به پزشک مراجعه کنید و درمانش کنید ولی اشتباهِ بزرگی که بسیاری از ما انجام می دهیم این است که به جایِ اینکه به طبیب مراجعه کنیم، تا انشا... ما را مداوا کند... از قرص هایِ مُسَکّن (استامینوفن و... ) استفاده می کنیم که درد را از بین می برد ولی بیماری را درمان نمی کند و بیماری کم کم بیشتر می شود و ممکن است که خیلی خیلی حاد شود.
مثلا اگر کسی به گوش درد دچار شد، باید سریعا به دکتر مراجعه کند، شاید گوشِ او عفونت کرده و باید مداوا شود و اگر با خوردن مُسَکّن درد را از بین ببرد و به پزشک مراجعه نکند ممکن است در شنواییِ او مشکلی ایجاد شود.

5- نعمت فضولات حیوانی:
در طبیعت هرگز چیزی که لفظ " فضولات " بمعنای زائد بر آن مصداق پیدا کندبوجود نمی آید، فضولات جانوران، لایۀ خاک را حاصلخیز می سازند و همراه با برگ درختان فعّال ترین لایۀ خاک یعنی" لایۀ روخاک " یا " لاشخاک " را تشکیل می دهند. تحوّلات مادّی طبیعت همواره در دایرۀ بسته ای انجام می گردد که هیچ چیز در آن زیادی و غیر ضروری نیست. فضولات جانداران و برگ های درختان همانقدر در تکمیل این چرخه هایِ حیاتی دخالت دارند که آب و هوا و نور خورشید.

7- نعمت سختی ها:
امام صادق علیه السّلام: ... اگر هیچ درد و رنجی به انسان نرسد چگونه از فساد و فحشا دور ماند، در برابر خدای جلّ و علا فروتنی ورزد و با مردم مهربان باشد؟ نمی بینی هرگاه انسان دچار درد و دشواری می گردد خاضع و فروتن می شود، به سمت خدای جلّ و علا می رود، از او طلب سلامتی می نماید و دستش را برای صدقه دادن می گشاید.
(توحید مفضّل؛ ص۸۴.)

8- نعمت گریه کودکان:
امام صادق علیه السّلام: ای مفضّل! فایدۀ گریۀ کودکان را بشناس و بدان که در مغز آنها رطوبتی است که اگر باقی مانَد سبب مشکلات بزرگ و بیماری های سختی چون کوری و مانند آن می شود. گریه، این رطوبت را از سر کودکان به بیرون سرازیر می کند و تندرستی و سلامت چشم ها را در پی می آورد. مگر نه اینکه کودک از گریۀ خود سود بسیار می برد، امّا پدر و مادرش چون این حقیقت را به درستی درنمی یابند، می کوشند او را بی صدا کنند و با فراهم کردن خواسته هایش، او را از گریه بازدارند. آنها نمی دانند که گریه برای فرزندشان بهتر و خوش فرجام تر است. همچنین، اگرچه در بسیاری از پدیده ها منفعت هایی نهفته است، امّا قائلین به اِهمال کاری در آفرینش، آنها را نمی شناسند که اگر می شناختند، سود و منفعت هیچ پدیده ای را منکر نمی شدند، و این از آن رو است که به شیء و منفعت آن جاهل اند. 
بی شک آنچه را منکران نمی دانند، عارفان می دانند، و بسیاری از چیزها که در دسترس دانشِ افریدگان نیست، علم آفریدگار متعال به آنها احاطۀ مطلق دارد.
(توحید مفضّل؛ ص 41)

9- نعمت ریزش بزاق کودکان:
امام صادق علیه السّلام: امّا آبی که از دهان کودکان جاری می شود، با خود رطوبتی را خارج می سازد که اگر در بدن شان بماند، آنها را به بیماری های سختی دچار می کند. دیده ای کسانی را که رطوبت بر آنها غلبه کرده و آنها را به حدّ حماقت و دیوانگی و کم عقلی رسانده و به امراضی چون سکته و لَقوه و مانند آن مبتلا نموده است. خداوند کاری کرده که این رطوبت در کودکی از دهان بچه ها بیرون می ریزد، تا در بزرگی صحیح و سالم زندگی کنند، و اینگونه، آفریدگان را با چیزی که نمی دانند، مورد فضل و رحمت خویش قرار داده و با آنچه نمی شناسند، به آنان توجّه و عنایت فرموده است. اگر آدمیان نعمت های خدای تعالی را می شناختند، این کار آنان  را از غوطه ور شدن در منجلاب معاصی باز می داشت.
پاک و منزّه می دارم خدایی را که نعمت هایش عظیم است و جاری به سوی آفریدگانِ مستحق و غیر مستحق. برتر است خدا، به مراتبی بسیار، از آنچه باطل گرایان می گویند.
(توحید مفضّل؛ ص 41 و 43)
(در نتیجه نباید در دهان کودکان پستانک گذاشت تا آبِ دهانِ کودک خارج شود و برای او مشکلی ایجاد نشود.)

10-رنعمت مو و ناخن:
امام صادق علیه السّلام: به حُسنِ تدبیری که در  آفرینش موها و ناخن ها به کار رفته بیندیش و عبرت بگیر. چون این دو، از عضوهایی هستند که مدام بلند و زیاد می شوند و باید زود به زود کوتاه شوند، بدون حس آفریده شده اند تا کوتاه کردن و چیدن شان انسان را نیازارد.
(توحید مفضّل؛ ص 69)

11- نعمت آب دهان:
امام صادق علیه السّلام: به آب دهان و نفعی که در آن است، بیندیش! آب دهان، پیوسته به سوی دهان جاری است و گلو و زبان کوچک را تر نگه می دارد تا نخشکد، و  باعث هلاک انسان نشوند. همچنین اگر تری دهان نباشد که غذا را نرم و گوارا نماید، فرو بردن آن غیر ممکن می شود. گواه این سخن، مشاهده و تجربه است. بدان که رطوبت مَرکب غذا است که آن را به معده می رساند، و خود به سوی صفرا جاری می شود و این به مصلحت انسان است، چون اگر صفرا خشک گردد، انسان می میرد.
(توحید مفضّل؛ ص 73)

12- نعمت ناهمانندی در انسان ها:
امام صادق علیه السّلام: عبرت بگیر،  ای مفضّل که چرا هیچ انسانی به دیگری نمی ماند، همچون شباهت حیوانات و پرندگان و مانند آن به یکدیگر؟ یک دسته آهو یا مرغِ سنگ خوار را که نگاه می کنی، همه را مانند هم می بینی و هیچ یک را با دیگری تفاوتی نیست. امّا انسان ها صورت و خِلقتی دگرگون دارند و هیچ دو نفری یافت نمی شوند که از همه جهت با هم یکی باشند. علّت آنکه انسان ها در معاملات و برخوردهایی که با هم دارند، باید یکدیگر را به حالات و ویژگی های فردی بشناسند، و چون اینگونه معامله و برخوردی در بین حیوانات وجود ندارد، به شناخت یکدیگر بر اساس حالات و ویژگی های  نیز محتاج نیستند. نمی بینی که همانندی در بین پرندگان یا وحوش هیچ ضرری را متوجّه آنها نمی سازد؛ امّا در بین انسان ها چنین نیست و چه بسا دوقلوهایی به وجود می آیند بسیار شبیه به هم، واین، مردم را در معاشرت با آنها به مشکل می اندازد، به گونه ای که سهم یکی را به دیگری می دهند و بی گناه را به جای گناه کار مواخذه می کنند. این اشتباه در اشیاء مشابه نیز رخ می دهد، چه رسد به شکل و قیافه های مانند هم. چه کسی با این ریزه کاری هایی که به هیچ عقلی خطور نمی کند و یکسر مطابق با مصلحت است، بندگان را به لطف نواخته، جز خدایی که رحمتش همه چیز را در بر گرفته است؟  اگر صورت نقاشی شدۀ انسانی را بر دیوار مشاهده کنی و کسی بگوید که این تصویر خود به خود و بدون دخالت کسی اینجا ظاهر گردیده، آیا سخنش را می پذیری یا آن را به مسخره می گیری؟ چگونه است که اهمال و خود به خودی را در یک نقاشی بی حرکت و روح منکر می شوی، امّا آن را در انسان داری روح و نطق انکار نمی کنی؟
(توحید مفضّل؛ ص 99 و 101)

13- نعمت عدم آگاهى انسان به مدت عمر خود:
امام صادق علیه السّلام: اينك اى مفضّل! در عدم آگاهى انسان به مدت عمرش انديشه كن. اگر او به عمر كوتاهش پى مى‏برد، هيچ لذتى نمى‏برد و با علم به مرگ‏ و انتظار آن، زندگى براى او گوارا و شيرين نبود، چنين كسى همانند شخصى است كه مالش نابود شده و يا در شرف نابودى است و احساس فقر و نابودى مال، او را هراسناك كرده. حال‏ آنكه آثار و عواقب ناگوار شناخت پايان عمر بمراتب از آثار نابودى مال بزرگتر و دشوارتر است؛ زيرا كمبود مال جبران‏شدنى است و اين امر باعث آرامش نسبى شخص مى‏گردد. ولى كسى كه به پايان‏پذيرى عمر يقين و باور داشته باشد اگر چه عمرش طولانى شود، هيچ اميدى ندارد.

 
کد مطلب: 18833