تلنگر؛

یک شب نتوانستی تحمل کنی!

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۵:۱۲
Share/Save/Bookmark
 
ابوسعيد ابوالخير گفت: "تو نتوانستي يك شب تحمل كني و بسته را باز كردي، نتوانستي موش را حفظ كني، چگونه مي تواني اسرار الهي را حفظ نمايي؟!"
گروه صفحات مجازی راهکارنیوز، شخصي آمد نزد ابوسعيد ابوالخير و از او درخواست كرد كه اسراري را برايش بازگو نمايد.

ابوسعيد بسته اي به او داد و گفت: "درونش سرّ قرار دارد با خود ببر و امشب اين بسته را باز نكن و فردا برگردان". بسته را با خود با خانه برد و ديد كه از درون بسته صدا مي آيد و تكان مي خورد! نتوانست تحمل كند، باز كرد و ديد كه درونش موش قرار دارد.

ناراحت شد، فردا به خدمت ابوسعيد رسيد و گفت: "شما كه نمي خواهي به من سرّ ياد بدهي پس چرا درون بسته موش قرار مي دهي؟!"

ابوسعيد ابوالخير گفت: "تو نتوانستي يك شب تحمل كني و بسته را باز كردي، نتوانستي موش را حفظ كني، چگونه مي تواني اسرار الهي را حفظ نمايي؟!"
کد مطلب: 21646