تلنگر؛

دقیقاً مثل شاه و غلام عاشق

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۴۳
Share/Save/Bookmark
 
آنان كه خداوند را در لباسِ اسماء و صفات مشاهده مى‌‏كنند، در حقيقت، ذات و هستى او نيست، تا با او سخنى داشته باشند و تكلّم نمايند و عرض حاجات بنمايند
گروه فرهنگی راهکارنیوز: آنان كه خداوند را در لباسِ اسماء و صفات مشاهده مى‌‏كنند، در حقيقت، ذات و هستى او نيست، تا با او سخنى داشته باشند و تكلّم نمايند و عرض حاجات بنمايند؛ و آنان كه در حال فناءِ از اسماء و صفاتند و مندكّ و فانى در ذات گشته‌اند، برايشان وجودى باقى نمانده است كه سائل و مسئول و سؤال مطرح شود.
 
فرمودند: «آرى، همين طور است. و ليكن مى‌‏گويند: پادشاهى بود؛ غلامى داشت كه عاشق گرديده بود. جلوات و شؤون و مقامات شاه او را مجذوب كرده بود. عشق او به حدّى رسيده بود كه به مجرّد آنكه چشمش به شاه مى‏‌افتاد، بى‏ هوش شده بر روى زمين مى‌‏افتاد.
 
شاه در اين حال مى‌‏آمد و پهلوى او مى‌‏نشست و استمالت مى‌‏نمود، ولى وى به هوش نمى‌‏آمد، تا هنگامى كه شاه منصرف گرديده از وى دور شود.
 
مردم هم چون قرب او را به سلطان دريافته بودند، هر يك حاجتى داشتند در عريضه‌اى مى‏‌نگاشتند و در داخل پاكتى مى‌‏نمودند تا وى به سلطان عرضه كند و حوائج مردم برآورده شود.
 
غلام هم نامه‌ها را از ارباب حوائج اخذ مى‌‏نمود و در جامه دانى قرار مى‌‏داد تا در موعد مقرّرى ملاقات خدمت سلطان تقديم دارد. نامه‌ها همين طور جمع مى‌‏شد تا در وقت معيّن كه غلام با جامه‌دان حضور شاه مى‌‏رفت، ناگهان چشمانش كه به شاه مى‌‏افتاد مدهوش مى‌‏گشت.
 
شاه نزد او مى‏‌ماند و بر بالين وى مى‌‏نشست، آنگاه دستور مى‌‏داد جامه دان را باز كنند و نامه‌ها را يك يك بخوانند و در ذيل نامه‌ها حوائج آنها را برآورده و به مهر و امضاى ديوان شاه برسانند، و سپس نامه‌ها را در پاكت‌ها نهاده و همه را در جامه‌دان قرار مى‌‏دادند و درِ جامه‌دان را مى‌‏بستند.
 
در اين حال شاه بر مى‌‏خاست و مى‏‌رفت. غلام سپس به هوش آمده بر مى‌‏خاست و بنظر خود جامه دانِ دست نخورده را بر مى‌‏داشت و مراجعت مى‏‌كرد و چنان مى‌‏پنداشت كه حوائج مكتوبه مردم همگى به حال خود باقى مانده است، و به مردم مى‌‏گفت: من از شما معذرت مى‌‏طلبم كه عرائضتان را به محضر او نتوانستم معروض دارم.
 
مردم كه مى‌‏رفتند سر جامه دان كه نامه‌هاى خود را مأيوسانه برگيرند، ناگهان همه شاداب و مسرور مى‌‏ديدند كه حوائج برآورده شده و به مهر سلطنتى ممهور گرديده است.
 
حضرت علّامه آیةالله حاج سید محمدحسین  حسینی طهرانی قدّس الله نفسه الزکیة / «الله شناسی» ج 1 ص 233
کد مطلب: 21647