سرکوب عدالت‌خواهان با توسل به مظلوم‌نمایی و انگِ همنوایی با بیگانه!

آیا عملکرد قوّۀ قضاییه غیر از بستنِ سنگ و بازگذاشتنِ سگ است تا خلافکاران و خیانت‌کاران و اختلاس‌گرانِ گردن‌کلفت راست راست در خیابان‌ها بگردند و دلسوزان انقلاب و نظام با سختگیری هرچه تمام‌تر به جرم انتقاد به وضعیت اجرای عدالت، برچسبِ ضدّیت با نظام و رهبری زده شده و با همین استراتژی شدیداً سرکوب گردند؟!

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۳۶
Share/Save/Bookmark
 
اگر در قانون اساسی عزل و نصب رئیس قوّۀ قضاییه و رئیس صدا و سیما و فقهای شورای نگهبان را به‌عهدۀ رهبری نمی‌گذاشتند چگونه ممکن بود این‌همه خیانت و ناکارامدیِ خود را به اسم رهبری تمام کنند و هر نوع مطالبه‌گری را با انگِ ضدیت با ولی فقیه سرکوب نمایند و در عین حال مطالباتِ صریح امام خامنه‌ای مظلوم در خصوص مبارزه با فساد یا برخورد با نجومی‌بگیران را به سخره گرفته و روی زمین بگذارند؟!
 
گروه سیاسی راهکارنیوز/محسن فنی: ماجرای زهرا لاریجانی فارغ از اما و اگرها، موضوع محصور و محدود کردن خاتمی، پیامِ تسلیت خاتمی به احمدی‌نژاد، شایعاتی در خصوص دیدار پشت پردۀ نمایندگانِ احمدی‌نژاد و خاتمی در خصوص وضعیت عدالت در قوۀ قضاییه، دستگیری برادر جهانگیری و سخنان و هشدار همزمان قاسمیان و پناهیان با موضوع فتنۀ "عدالت خواهان" را می‌بایست در یک چهارچوب فهم و تحلیل کرد!
 
در حقیقت تمامی این اتفاقات طی یک تقسیم کار دقیق و حساب شده و با هدف برخورد و سرکوب جریان "عدالت خواه" که از سال 84 تا کنون به بزرگترین مانع در جهت تحقق اهداف اسکتبارِ داخلی بدل شده، صورت می‌گیرد و سازوکارِ آن به این شکل است که با استفاده از فرصت بدست آمده از بزرگ‌نماییِ اتهامِ یک کانال معلوم الحال و ضد‌انقلاب به رئیس قوۀ قضاییه و بهره‌گیری از دروغ‌هایی چون محصور و محدود کردن خاتمی و سوء استفاده از موضوع دستگیری برادر جهانگیری فضایی را به وجود آورند که هر نوع انتقاد به جا و صحیح از اجرای "عدالت" توسط قوّۀ قضاییه را در راستای ضدّیت با نظام معنا کنند! و "منتقدان" آن‌را همصدا و همکار با ضد انقلاب جلوه دهند تا بتوانند بدین شیوه برنامه‌های خود جهت سرکوب "جریان عدالت خواه" را به پیش ببرند!.
 
اگر با این تحلیل مخالفید کافی است به این فکر کنید که چرا تمامی این اتفاقات در آستانۀ برگزاری دادگاه حمید بقایی به وقوع پیوسته است؟! پرونده‌ای که در آن چندین و چند بار بی‌عدالتی آشکار و غیرقابل توجیه از سوی مسئولان این قوه صورت پذیرفت، تا جایی که رهبر معظم انقلاب مجبور به ورود شده و بعد از هفت ماه تمدید بازداشت موقت شخصاً حکم به آزادی وی دادند!.
 
یا آنکه از خود بپرسید به‌ راستی پروندۀ حسین فریدون به کجا رسید و آیا بازداشت چند ساعتۀ حسین فریدون و آزادی‌اش با قرار وثیقۀ قاضی‌زادۀ هاشمی بهترین روش برای فرو نشاندن مطالبۀ عمومی برای محاکمۀ وی و ماست‌مالیِ آن با گذشت زمان نبود؟!
 
آیا عملکرد قوّۀ قضاییه در برخورد با مهدی هاشمی، شهرام جزایری، کرباسچی و دانه‌درشت‌ها طی تمامی سال‌های پس از انقلاب برخوردی قاطع و بازدارنده بوده است؟!
 
به نظر شما اگر یکی از اتهامات مهدی هاشمی رفسنجانی را یک شخص معمولی که نه، یکی از نزدیکان احمدی‌نژاد که از مسئولان تراز اول کشور بوده‌اند، داشتند، قوّۀ قضاییه چه برخوردی با آنها می‌کرد؟!
 
آیا عملکرد قوّۀ قضاییه غیر از بستنِ سنگ و باز گذاشتنِ سگ است تا خلافکاران و خیانت‌کاران و اختلاس‌گرانِ گردن‌کلفت راست راست در خیابان‌ها بگردند و دلسوزان انقلاب و نظام با سختگیری هرچه تمام‌تر به جرم انتقاد به وضعیت اجرای عدالت، برچسبِ ضدّیت با نظام و رهبری زده شده و شدیداً توسط آن سرکوب گردند؟!
 
آیا اگر رهبری رئیس قوّۀ قضاییه یا صدا و سیما را منصوب کرد دیگر هیچ انتقادی به عملکرد آن قوّه وارد نیست و هر نوع انتقاد به آن، اقدام علیه نظام و رهبری محسوب می‌شود؟!
 
به راستی اگر در قانون اساسی عزل و نصب رئیس قوّۀ قضاییه و رئیس صدا و سیما و فقهای شورای نگهبان را به‌عهدۀ رهبری نمی‌گذاشتند چگونه ممکن بود این‌همه خیانت و ناکارامدیِ خود را به اسم رهبری تمام کنند و هر نوع مطالبه‌گری را با انگِ ضدیت با ولی فقیه سرکوب نمایند و در عین حال مطالباتِ صریح امام خامنه‌ای مظلوم در خصوص مبارزه با فساد یا برخورد با نجومی‌بگیران را به سخره گرفته و روی زمین بگذارند؟!

اینجاست که باید به نقش بی‌بدیلِ "حکومتِ مخفی" و میزان "نفوذ" و قدرت آن و نوع بازی‌های آنها پی‌برد و به لیست مسئولان این قوّه از ابتدای انقلاب تا‌کنون و همچنین لیست کسانی که قانون اساسی را در روزهای پر التهاب پس از انقلاب تدوین نمودند توجه کرد تا نقش "نفوذی"‌ها و نحوۀ عملکرد آنها را در رسیدن به این نقطه بتوان تجزیه و تحلیل نمود.
کد مطلب: 21802