سبک های زندگی آسیب زا

فست فود های روان و پیامدهای آن!

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۴۷
Share/Save/Bookmark
 
حتی آن زمان که تصمیم به تشکیل یک زندگی و ازدواج در سن جوانی داریم به دنبال مردی می گردیم که خانه و ماشینش را از پیش فراهم کرده باشد و با تحصیلاتی بالای فوق لیسانس به خواستگاری بیاید تا بله بگویم و اگر به خواستگاری دختری می رویم او کسی باشد از خانواده ای پول دار ؛ یا خودش استخدام در یک سازمان دولتی یا غیر دولتی!
راهکارنیوز ــ زهراکیایی: FAST-FOOD یا غذای سریع به شکل امروزی آن در حدود 95 سال پیش در هفتم جولای 1912 در آمریکا متولد شد. نخستین رستوران به نام«اتومات» در نیویورک کار خود را آغاز کرد و پس از 20 سال «وایت کسل» روی کار آمد. اما در سال 1940 «مک دونالد» روی کار آمد و برادران مک و دیک آنرا به کلمه ای مترادف فست فود تبدیل کردند چرا که به سریعترین زمان ممکن قادر بود همبرگر و سیب زمینی را به دست مشتریان برساند. اما استفاده از موادی که غذاها را تازه نگه دارد و استفاده از چربی ها و ادویه جات برای خوش مزه کردن غذاها برای مشتریان و سرعت بالای تهیه غذا و کهنه شدن آن ها سبب شد که همگان نسبت به مضر بودن غذاهای فست فودی اعتراف کنند و بسیاری از کارشناسان سلامت و بهداشت نسبت به آسیب رسان بودن این غذاها اعتراض نمایند. چاقی، کمبود برخی ویتامینهای اساسی، اختلال در دستگاه عصبی نظیر سردردها، مشکلات پوستی همچون خارش، ضایعات موضعی پوستی و کهیر، اختلال در دستگاه تنفس همچون سرفه، آسم، پولیپ‌های بینی و اختلالات تنفسی و بسیاری از موارد دیگر از مضرات فست فودها برشمرده شد.

رواج این امر از پدیده های قرن 20 و 21 است که به نوعی سبک زندگی آسیب زا تبدیل شده است! اما آیا فوری های کم کیفیت تنها ویژگی غذاهای عصر حاضر است؟ و یا اینکه ما در حال دست و پنجه نرم کردن با سبکی از زندگی هستیم که خصیصه اصلی همه جنبه های آن سرعت بالا و کیفیت پایین است؟ آیا انسان امروز تنها نسبت به نیاز خود به غذا اینگونه عمل می کند و یا این سبک را نسبت به سایر نیازهای جسمی و روانی خویش نیز اعمال کرده است؟! در نیاز خود به پیشرفت! تفریح! احترام و دوست داشته شدن! امنیت! و ...

علی رغم تصور بسیاری از ما! نه تنها در ایران بلکه در بسیاری کشورهای جهان از جمله آمریکا؛ نسبت به پایین آمدن کیفیت آموزش در مدارس خود معترضند زیرا خواست مراکز آموزشیشان از معلمین چیزی جز بالا بردن نمرات کمی و نه کیفیت آموزشی به گونه ای که حداقل تا 30 سال پیش مرسوم بوده است، نیست! در حال حاضر در زمینه آموزش عالی؛ بیش از 20 دانشگاه معتبر جهانی در دوبی شعبه زده اند که شما با ارسال رزومه خود می توانید با پرداخت هزینه ای بالا مفتخر به دریافت درجات دکترا و فوق دکترای فست فودی با نام این دانشگاه ها شوید! همه ما در پی آنیم تا در کمترین زمان ممکن خواسته هایمان را محقق کنیم! اسارت در دام رزومه سازی با سرهم بندی مقالات و پرداخت هزینه به مجلات بی کیفیت ISI و ISC توسط دانشجویان و اساتید از جمله موارد دیگری از این سبک زندگی است! چه تعداد از دوستان دانشجوی شما یا حتی خود شما به فکر خرید مقاله و یا پایان نامه و یا دادن پول به دکه ی فست فودی! برای فلان تکلیف تحصیلیتان افتادید؟! تا در کمترین زمان محصولی هرچند ناهمگون با ایده آل های ذهنی خود و فقط برای پاس کردن یک واحد و یا قانع کردن یک استاد تحویل بگیرید؟! در سبک زندگی فست فودی من مدارک علمی و فنی را خریداری می کنم ولو اینکه در آینده به دلیل ناشایستگی در کار مورد تمسخر و تهدید و طرد و تحقیر قرار گیرم و مدام با اضطراب دست و پنجه نرم کنم!

برای تفریحاتمان هم فست فودی عمل می کنیم! دیگر از آن دورهم نشینی های پر حکمت و مثل گذشته در کنار اقوام و خانواده خبری نیست! برایمان دیدارهای تصویری yahoo messenger یا IMO یا SKYPE و غیره ارجح تر شده و در جمع اقوام که هستیم برایمان دوستان مجازی نزدیکترند! بازی های رایانه ای و فیلم های ماهواره ای در خانه بیش از یک کوهنوردی سالم و یک سفر طبیعی یا ورزش های هفتگی اولویت دارند حتی اگر با این روش دچار انواع بیماری های جسمی مثل فشار خون و قند و چاقی و انواع بیماری های روحی مثل افسردگی شویم و حتی اگر مجبور باشیم به خاطر غم و افسردگی جلسات متعددی هزینه روانشناس کنیم و یا خود را معتاد به داروهای روانپزشکی!

ما حتی آن زمان که تصمیم به تشکیل یک زندگی و ازدواج در سن جوانی داریم به دنبال مردی می گردیم که خانه و ماشینش را از پیش فراهم کرده باشد و با تحصیلاتی بالای فوق لیسانس به خواستگاری بیاید تا بله بگویم و اگر به خواستگاری دختری می رویم او کسی باشد از خانواده ای پول دار ؛ یا خودش استخدام در یک سازمان دولتی یا غیر دولتی! زیبا رو و غیره بدون توجه به کیفیت اخلاقی و شخصیتی او! سوال این است که:  این چه تفاوتی می کند با فست فودهای کم خاصیت غذایی اما پرادویه و خوش عطری که بوی آن کام گرسنه مرا به سوی خود جذب می کند و به این فکر نمی کنم که این غذا همان است که ویتامین های جسم مرا تأمین کند؟!  چند نفر از ما پس از خوردن این فست فودها به خودمان گفتیم "احساس می کنم آشغال خوردم" ! در سبک زندگی فست فودی من زیباترین دختر و یا پول دارترین خوش تیپ ترین پسر را انتخاب می کنم ولو اینکه مجبور باشم مدت کوتاهی را در کنار او زندگی کنم و اسیر پیامدهای شوم بعدی آن همچون روابط مثلثی و یا طلاق شوم!

در سبک زندگی فست فودی ما کارهای دیگری هم می کنیم! مثلاً چون آرزومند داشتن فلان ماشین مدل بالا و یا خانه ای در منطقه ای خوش آب و هوا همراه با ابزارهایی مدرن در داخل خانه شامل تلویزیون های LCD بزرگ و یخچال های ساید بای ساید و غیره هستیم و قطعاً خرید این ها برایمان یعنی گذاشتن سال ها از عمرم برای جمع آوری پول کافی برای تنها یک قلم آن! تحت تأثیر وام های تحریک کننده بانک ها و موسسات؛ برای حدود چند نسل بعد خود زیر بار بدهی می رویم تا خانه ای و ماشینی و ابزارهای لوکسی داشته باشیم! در این سبک من در روستای محل زندگی خویش نمی مانم زیرا برای بدست آوردن فقط یک گوجه فرنگی یا خیار و یا ... با کیفیت باید تلاش زیادی کنم! من به شهر می آیم و همه این ها را به سادگی به دست می آورم ولو اینکه کم کیفیت باشند! من در شهرهای کوچک نمی مانم چون زحمت و صبوری بیشتری نسبت به شهرهای بزرگ می خواهد! من به شهرهای بزرگ می آیم چون همه چیز در کمتر زمان ممکن به دست خواهد آمد! ولو اینکه به دلیل شلوغی و آلودگی و غیره دچار انواع بیماری های جسمی و روحی شوم!

دو مورد پایانی سبب می شود که ترجیح دهم به جای این همه دردسر؛ تنها بمانم! و تنهایی را انتخاب کنم! چون هیچ چیز به صرفه نیست و هزینه ها بالاست! بنابراین یا ازدواج نمی کنم! یا دیر ازدواج می کنم! و آن زمان هم که ازدواج کردم بچه دار نمی شوم! یا اگر شدم نهایتاً یک بچه! حتی اگر این تصمیمات سبب شود من آینده ای پیر و تنها داشته باشم!

محصول این سبک زندگی تمامی نابهنجاری هایی است که دنیای امروز و به ویژه جوانان با آن مواجه اند! بنابر پیش بینی «ریچارد واتسون» از بنیاد آینده پژوهی RAND آمریکا در سال 2010؛ بزرگ ترین بحران های جهان در سال 2050 میلادی شامل بدهی، اضطراب، خیانت، پیری و شهرنشینی است!

بنیاد آینده پژوهی RAND هشداری جدی می دهد که اگر عاقلانی از هر قوم به فکر نباشند و نخست از خود شروع نکنند و در جهت اصلاح جامعه تلاش ننمایند تمدن جهانی آنچنان که امروز نیز نشانه های آن را مشاهده می کنیم با تهدیدهای عمیقی به سمت فروپاشی در حرکت است که محصول آن در آینده بیماری های حادتر روحی و روانی است و داروهای روان تنها مسکن موقت آنهاست ! چرا که عمق آسیب در جایی است که ما آنرا زندگی فست فودی نامیدیم! و آن یعنی زندگی خالی از آرامش، صبر، تلاش و پشتکار؛ و سرشار از سه ت: تعجیل، طمع و تنبلی که محصول آن آسیب های شخصی، خانوادگی و اجتماعی و حتی جنگ های جهانی است! و تنها امید برای جلوگیری از این پیش بینی سیاه تلاش عقلای قوم و جامعه دانشگاهی و بویژه جوانان دانشجوست. این مقاله را نمی توان به ناامیدی متهم کرد چرا که علی رغم ظاهر آن؛ برای مشکلات مورد شکایت امروز اکثریت مردم یک راه حل محکم ارائه می کند و آن تلاش هر فرد برای اصلاح سبک زندگی خویش است؛ تا مجموع این افراد اصلاح گر، جامعه ای سالم و الگو را در جهانی که مشمول این تهدیدات است بسازند. و البته چنین الگویی شایسته کشوری با تمدن غنی بیش از 5000 سال است! و شاید نجات این آینده پرآسیب تنها از عهده او ساخته باشد!                                                    
 
کد مطلب: 20464