تلنگر؛

شبی خواب امیرکبیر را دیدم!

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۲۵
Share/Save/Bookmark
 
ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! 2 تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود!
گروه صفحات مجازی راهکارنیوز: مرحوم آیت الله اراکی فرمود: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت داشت
از او پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت: خیر
پرسیدم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت: نه
با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست❓
جواب داد: هدیه مولایم حسین است

آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! 2 تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک ریختم.
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.

برگرفته از کتاب: آخرین گفتارها

 
کد مطلب: 21376