تحلیلی بر علل و عواملِ ایجادِ دوقطبیِ فعلی

علی‌رغمِ علمِ به عدم رای آوریِ رئیسی، عده‌ای صرفا با این استدلال به او رای دادند که حال که قرار است آراء او به غلط به نام انقلاب نوشته شود، رقم آن بسیار ناچیز نباشد و رقیب را گستاخ‌تر ننماید/ القای دوقطبی انقلاب_ضدانقلاب در اردوگاه اعتدالیون از سَرِ مکر و اصولگرایان از سَرِ غفلت

تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۱۵
Share/Save/Bookmark
 
در کارزار انتخابات، موضع جریان بهار در قبال حسن‌روحانی کاملا مشخص بود اما سیدابراهیم رئیسی با توجه به اقداماتش در جهت "احمدی‌نژاد‌نمایی" تردیدهایی در اذهان ایجاد کرده بود و برخی از دوستان، او را بدیلی برای دکتر احمدی نژاد قلمداد می‌کردند که این گزاره واجد اشکالاتی بود.
 
گروه سیاسی راهکارنیوز/ محمد سعید ابراهیمی:   با افتخار اعلام می‌داریم که از جناحین سیاسی مدعی اصولگرایی و اصلاح‌طلبی بیزاریم و با عنایت به رویکردِ جریان بهاری گرایش، دکتر محمود احمدی نژاد را سیاستمداری در طراز انقلاب‌اسلامی ایران می‌دانیم و با این اوصاف، پرواضح است که چنانچه ایشان و یا یار صدیق وی جناب بقایی در انتخابات اخیر حضور داشتند، برگ رای خود را به زیور نامشان می‌آراستیم تا دیگربار حاکمیتمان یگانه گردد، آرمان‌های انقلاب بر سر دست گرفته شود، کوخ نشینان به رفاه نائل آیند، دعای فرج از تریبون سازمان ملل به گوش جهانیان برسد و قس علی هذا.

اما به هر تقدیر شورای نگهبانی که حسن روحانی را واجد صلاحیت تصدی مقام ریاست جمهوری دانست، مردان بهاری را فاقد صلاحیت تشخیص داد و مردم ناگزیر از انتخاب میان دو جناح سنتی شدند.

در کارزار انتخابات، موضع جریان بهار در قبال حسن‌روحانی کاملا مشخص بود اما سیدابراهیم رئیسی با توجه به اقداماتش در جهت "احمدی‌نژاد‌نمایی" تردیدهایی در اذهان ایجاد کرده بود و برخی از دوستان، او را بدیلی برای دکتر احمدی نژاد قلمداد می‌کردند که این گزاره واجد اشکالاتی بود.

اولین اشکال مترتب بر این انگاره این است که احمدی نژاد چهره‌ای مستقل از احزاب بود و حتی در سال ۸۴ اصولگرایان خواهان کناره‌گیری وی به نفع دیگر اصولگرایان بودند حال آنکه ابراهیم رئیسی رسما با برند اصولگرایان پا به عرصه انتخابات ۹۶ گذارد.

دیگر خلل وارده بر این تحلیل، این است که حجت الاسلام رئیسی فاقد کیاست سیاسی دکتر احمدی‌نژاد بوده و در بازه تبلیغات انتخاباتی شاهد آن بودیم که در کمال بی‌بصیرتی در زمینی که هاشمی رفسنجانی به دستور شیمون پرز تعریف کرده بود بازی نموده و خط قرمز خود را جریان موهوم انحرافی عنوان می‌کرد تا بودن با احمدی نژاد تبدیل به یک ننگ شود!.

اشکال دیگر این گزاره این است که ابراهیم رئیسی بر خلاف محمود احمدی نژاد، اهل مماشات در قبال مفسدین بوده و به اذعان خودش برای برخورد با یک مفسد اقتصادی از برادر وی کسب تکلیف کرده است حال آنکه دکتر احمدی‌نژاد فردی صریح اللهجه است که در برخورد با مفاسد با هیچکس رودربایستی نداشته و مصلحتی بالاتر از عدالت و حقیقت نمی‌شناسد.

مع الوصف در روزهای پایانی رقابت‌های انتخاباتی تصمیمِ بسیاری از مخالفانِ روحانی از جمله نویسندۀ این وجیزه بر آن تعلق گرفت که نام ابراهیم رئیسی را با اکراه بر برگ رای منقوش کنند چرا که مشاهده شد هر دو طرف دست به دست هم داده اند تا رقابت میان دو نامزد را صف آرائی دو قطب انقلاب و ضد انقلاب وانمود نمایند!.

این دوقطبی دروغین را اردوگاه روحانی از سر مکر و رئیسیون از روی ناآگاهی به جامعه القاء نمودند و تالی فاسد آن این بود که در صورت شکست ابراهیم رئیسی که بسیار محتمل بود، این پیام به افکار عمومی مخابره می‌شد که تفکر انقلابی در اقلیت قرار دارد و به محاق رفته است.

در چنین شرایطی به رغم انتقادات جدی و دلخوری فراوان از سیدابراهیم‌رئیسی و با علمِ به عدم رای آوریِ نامبرده، عده‌ای صرفا به این سبب به او رای دادند که حال که قرار است آراء او به غلط به نام انقلاب نوشته شود، رقم آن بسیار ناچیز نباشد و رقیب را گستاخ تر ننماید؛ اما شوربختانه شاهد آنیم که جناب رئیسی در هر نشست و برخاستش در دوران پسا انتخابات، اصرار دارد رای ۱۶ میلیونی‌اش را رای به ارزش‌های‌انقلاب معرفی ‌کند و از این نکته غافل است که این یعنی تفکر غیرانقلابی در کشور حائز اکثریت است و موجب وقیح‌تر شدن منادیان این تفکر می‌گردد. فتامل جیدا...
کد مطلب: 21718